ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۱۹ اردیبهشت, ۱۳۸۹ | 835 بازدید
بالاخره ما هم باید یه اسپمی در کنیم یا نه؟ این مطلب رو از یه منبع نا معلوم کپی پیست کردم!! ( واقعاً پیدا کردن منبع این چیزها کار خیلی سختیه) :
متولدین فروردین ماه: دختر یا پسر فرقی نمی کند، شما باید بدانید چون در ماه اول سال به دنیا آمده اید و کنکور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار می شود، روز امتحان دیر از خواب بیدار می شوید
، بعد در ترافیک گیر می کنید واحتمالاً از کوچه که رد می شوید زنی با یک سطل آب کف از شما استقبال خواهد کرد
(به عبارتی بدرقه) از تمام این مخاطرات که بگذرید، جلوی حوزه امتحانی متوجه گم شدن کارت ورود به جلسه تان می شوید
بنابراین توصیه می شود بیخود دنبال دردسر نروید و از هرگونه تلاشی برای رسیدن به مقاطع بالاتر دانشگاهی خودداری کنید!
مشاهده ادامه مطلب »
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۱۱ بهمن, ۱۳۸۸ | 745 بازدید
امروز یه مطلبی در مورد لوگوی تهران امروز دیدم بد ندیدم یه پرسش پاسخی در این مورد انجام بدیم : به نظر شما این لوگو شبیه چیه ؟

نترسین از بیان نظرتون!
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۰۸ بهمن, ۱۳۸۸ | 410 بازدید
دیشب داشتم خاطرههای شیرین زندگی خوابگاهی رو مرور می کردم که رسیدم به دو تا فیلم از اون زمان ها . هنرمندان زیادی توی ایجاد این تصاویر دست داشته اند.
سعید در نقش زیر نویس ، یوسف در نقش هیولا و مصطفی در نقش صدای زمینه. از آقایان خاتمی و یاران باران نیز برای همکاری با این پروژه جالب تشکر می کنم . این فیلم در نهایت سانسور پخش شده و همین جا اعلام می کنم که هدف توهین به شخص خاصی رو نداره . تنها می خواد لحظه ای خنده رو به لبان شما بیاره .
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۱۰ تیر, ۱۳۸۸ | 506 بازدید
دوستان مانشتی پس از کنکور و نتایج اون و اتفاقات این چند وقته یه سر بازی با حال می چسبه! از من می شنوین حتماً این بازی کم حجم رو دانلود کنید و لذتش رو ببرید! تازه عروسی من هم نزدیکه و باید یه حالی به دوستان همراه داد به هر حال!
محیط این بازی، نقاشیهایی ساده است و هدف بازی رسوندن توپ قرمز به ستاره زرد. چیزی که کل بازی رو جذاب میکنه اینه که شما میتونین اجزایی به نقاشی اضافه کنین و کل اجزا تحت تاثیر قوانین فیزیک با هم برهمکنش دارند. مثلا این صحنه از بازی من است:

همونطور که میبینین برای رسوندن توپ قرمز به ستاره زرد، اول یک میله بین دو تا سطح کشیدم و بعد یک مثلث بزرگ رو از بالای آسمون ول کردم روی سرشون تا گوشهاش بخوره به توپ و توپ رو در مسیر میله به پایین قل بده. شکی نیست که مراحل خیلی زیاد دیگهای هم وجود داره و آدمها هم میتونن مراحل خودشون رو به بازی اضافه کنن.
بازی بسیار کم حجم، بازمتن و قابل اجرا روی تقریبا همه سیستم عاملها است (از مک و لینوکس و بی اس دی گرفته تا سولاریس و حتی ویندوز)
لینک دانلود ویندوز (۷۸۴ kB)
منبع : کیبورد آزاد
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۱۶ اسفند, ۱۳۸۷ | 235 بازدید
بالاخره وبلاگ تصویری هم راه افتاد ، سعی می کنم که این وبلاگ رو جذاب نگه دارم!! آدرسش اینه :
تشریف فرمایی موجب قربت است!
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۲۰ بهمن, ۱۳۸۷ | 404 بازدید
سید محمدعلی ابطحی، در وبسایت شخصی خود خبر از انصراف میرحسین موسوی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده داد.
ابطحی که پرخوانندهترین وبسایت شخصی فارسیزبان را دارد و از نزدیکان سید محمد خاتمی است، امروز در وبلاگ خود نوشت:
«امروز صبح به اتفاق آقای خاتمی و آقای کروبی برای دیدار با آقای میرحسین موسوی به منزل ایشان رفتیم. در بین راه آقای خاتمی میگفتند که خدا کند آقای موسوی برای نجات مملکت بیاید تا این بار از روی دوش من برداشته شود. آقای کروبی هم موکدا میگفتند که اگر آقای موسوی بیاید و شانس ایشان برای کسب آرای بیشتر، بیشتر باشد به نفع ایشان کنار میروند و تمام امکانات حزب اعتماد ملی را در اختیار ایشان قرار خواهند داد. من هم در حالی که از این دو بزرگ اصلاحات با موبایلم عکس میگرفتم گفتم که ای کاش این خلوص نیت و بی اعتنایی به جاه دنیا که شما دارید را همهی شخصیتهای سیاسی داشتند.
به منزل آقای موسوی که رسیدیم طبق معمول به سالن نقاشی ایشان رفتیم تا ببینیمشان؛ اما بر خلاف همیشه نبودند و در دفترشان بودند. گفتند که برویم آنجا. اما آقای کروبی روی زمین نشستند و گفتند یا همینجا یا هیچ جا. آقای خاتمی هم که مردد بود همانجا ایستاد. پرسنل آنجا رفتند و آقای موسوی را صدا زدند. تا ایشان بیاید تصمیم گرفتم چند عکسی برای خوانندگان وبلاگم از منزل مهندس موسوی بگیرم. همانطور موبایل به دست داشتم یکی یکی در اتاقها را باز میکردم که یکی از بر و بچههای دفتر گفت یک اهنی اوهونی… ببند اون در مبال رو برادر! »
محمدعلی ابطحی در ادامه به گفتگوی موسوی با خاتمی و کروبی پرداخته و نوشته است: «آقای خاتمی به آقای موسوی گفتند: شما الان برای نجات مملکت هم که شده باید تشریف بیاورید والا من مجبورم کاندیدا شوم. آقای کروبی هم گفتند: من بارها گفتهام و باز هم میگویم که اگر شما بیایید و رای بیشتری داشته باشید من کنار میروم ولی نمیدانم شما چرا امتناع میکنید. من هم گفتم: من خواهش می کنم صراحتا بگویید چرا علیرغم اصرار ما حاضر نیستید برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شوید تا من به خوانندگان وبلاگم اطلاعرسانی کنم.
مهندس میرحسین موسوی هم گفت کی گفته که من نمیخواهم بیایم؟ که در این لحظه آقای کروبی سرفهاش گرفت و دو قلب چای و حبهی قندی که در لپشان داشتند را روی صورت مهندس موسوی پاشیدند. آقای خاتمی هم به رعشه افتادند. من هم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و پرسیدم: چی گفتید؟!
آقای موسوی میخواستند چیزی بگویند که آقای کروبی از فرصت استفاده کردند و شروع کردند به پاره کردن تابلوهای نقاشی روی دیوار. آقای خاتمی هم نتوانستند احساسات خودشان را کنترل کنند و در حالی که به سر و صورت خود چنگ می انداختند و اشک بر روی گونههایشان جاری بودند دنبال شمع و کبریت میگشتند.»
ابطحی پس از شرح مبسوط از بین رفتن تمام تابلوهای مهندس موسوی و آتش سوزی مختصر منزل وی در انتها می نویسد: «آتش به پشت لباس مهندس موسوی گرفته بود و ایشان این طرف و آنطرف میدوید و متاسفانه عکسهایی که با دوربینم میگرفتم تار میافتاد. آقای خاتمی خیلی با وقار ایستاده بودند و به آقای موسوی که داشتند مثل پروانه دور ایشان میدویدند میگفتند : استادهام چو شمع مترسان ز آتشم.
اما آقای کروبی داشتند دنبال بیل میگشتند تا مهندس را خاموش کنند که متاسفانه پیدا نشد. آبپاش موبایل من هم از کار افتاده بود. عاقبت آقای خاتمی مجبور شدند که از عبای پشم شترشان برای خاموش کردن مهندس موسوی استفاده کنند. البته قبلش از آقای موسوی قول شرف گرفتند که اگر عبایشان کوچکترین آسیبی دید آقای موسوی یکی عین آن را برایشان بخرند و ضمنا عبای سوخته را بگذارند دست ایشان بماند…
عاقبت مهندس موسوی خاموش شدند. ایشان را روی زمین دراز کردیم. خیلی نک و نال میکردند. آقای کروبی گفتند: حیف که نمیتوانید کاندید بشوید والا رای خوبی داشتید و من هم به نفعتان کنار میرفتم. آقای خاتمی هم گفتند حالا که وضعیت اینطور شده مجبورم که برای نجات مملکت وارد میدان شوم. مهندس موسوی همانطور که زیر لب ناله میکردند گفتند ولی من کِی گفتم نمیآیم؟ در این وقت من سُر خوردم و با شکم روی ایشان افتادم. صدای خورد شدن دندههای ایشان بلند شد.عذرخواهی کردم و بلند شدم اما باز پایم لیز خورد و افتادم. ایندفعه شش تا از مهرههای کمر ایشان جابجا شد… دیگر نای بلند شدن نداشتم و نفسهای مهندس موسوی هم داشت به شماره میافتاد که به زحمت گفتند: باشد؛ اشتباه کردم؛ نمیآیم.»
ابطحی در وبسایت خود ضمن ابراز تاسف از انصراف مهندس موسوی به علت مشکلات شخصی و وضعیت نامناسب جسمانی در انتها نوشت: « در بین راه هر سه نفر از نیامدن مهندس موسوی شدیدا متاسف بودیم. من گفتم ای کاش تمام سیاسیون مملکت ما مثل شما اینقدر به جاه و مقام بی اعتنا بودند. آقای کروبی گفتند واقعا همینطور است و از آقای خاتمی پرسیدند راستی چرا شما اعلام کاندیداتوری نمیکنید؟ حیف که صحبتشان ناتمام ماند و شاید به خاطر اینکه من میخواستم بین این دو بزرگوار در عقب ماشین جابهجا شوم، آقای کروبی با فشار از در ماشین پرت شدند بیرون.»
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۱۰ بهمن, ۱۳۸۷ | 275 بازدید
از کاربران عزیز سایت واقعاً معذرت خواهی می کنم ، مدتیه اینترنت خوابگاه قطع شده و مشکلاتی برای به روز رسانی سایت پیش اومده ، از طرفی توی ایام امتحانات پایان ترم هستیم و وقت آپدیت کردن هم کمتر هست ، به زودی می خوام مجموعه تمرین های این ترم ( ترم اول ارشد) رو به همراه پاسخ هاشون روی سایت بگذارم ، شاید به درد آیندگان بخوره ، سعی می کنم که برخی از درس های ارشد رو هم معرفی کنم ( در حد سیلابس)
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۲۴ دی, ۱۳۸۷ | 276 بازدید
یه مدتیه پست نزدم بهتر دیدم یه چیزی بزنم خنده تون بگیره . با تشکر از meysami!!

ابتدا و انتهای پل جانبازان که تاکنون حدود ۳ میلیارد تومان برای آن هزینه شده، به دلیل اشتباه مهندسی، ۵۰ سانتیمتر اختلاف سطح دارد و به هم نمیرسد!
پل جانبازان رشت که قرار بود در سال ۱۳۸۶ به بهرهبرداری برسد هم اکنون در شرایطی به پیشرفت ۷۲ درصدی دست یافته که اشتباهات محاسباتیاش عجیبترین رویداد مهندسی کشور را رقم زده است. اجرای این پل ۶/۱۰۲ متری از چهارم تیر ماه سال ۱۳۸۵ در دو جبهه کاری آغاز شد که بنابر محاسبات میبایست در پایان پروژه به یکدیگر متصل میشدند، اما هم اکنون و با وجود گذشت ۲ سال اشتباهات محاسباتی مانع از اتصال طرفین پل به یکدیگر شده است.
هماکنون طرفین ابتدا و انتهای پل در حالی برای اتصال به یکدیگر نزدیک شدهاند که تازه مشخص شده به دلیل اشتباهات مهندسی این اتفاق به دلیل اختلاف سطح طرفین پل هرگز نخواهد افتاد. گفته میشود این اختلاف به نیم متر میرسد که در قوانین مهندسی عدد بسیار بزرگی به شمار میآید.
به گفته مهندسان سازه، طراحی اینگونه پلها پس از سالها اجرا در کشور به قدری ساده است که حتی در توان دانشجویان مهندسی نیز هست و این بر ابهامات مسئله بیشتر میافزاید.
منبع : پارسینه
بهترین کاربران (بر اساس نظر)