چاپ این مطلب
روزهای غربت به سختی می گذره ، بخصوص وقتی که آدم دنبال یک سر پناه هم باشه . اون هم وقتی که پولی در جیب نداری و دستی بر آسمان داری . این روزها در به در دنبال یه خونه ام . خونه ای که لونه زندگی کوچیک من بشه تا شاید بتونم توی ۴۰ متر عشق رو به گنجشک های آواره نشون بدم . اما گویا سهم یه آدم توی این شهر به ۴۰ متر هم نمی رسه ، انسان ها در این شهر طبقه بندی شده اند ، عده ای مالک همه چیز و عده ای مالک هیچ . یکی توی سندهاش می گرده که خونه ۴۰ متری پیدا کنه و دیگری با حسرت به تعدادشون نگاه می کنه . باور کردنی نیست ، حرص آدم ها پایان نداره . سرمایه ای که باید در خدمت جامعه باشه توی بتن های شهر محبوس می شه و خونی که باید بجوشه ، سر کشیده می شه . سراسیمه در اضطراب شهر فریاد می زنم و نفرینی از عمق وجودم می فرستم .
ننگ بر این زندگی ، بدا به حال این روزگار . حال کسایی که به خیابون میان رو می فهمم . اون ها واسه تغییر میان . واسه اعتراض . اعتراض به یه تبل تو خالی . یک روز زندگی با اونها رو تجربه کردم و می بینم کم تقصیر نیستند کسانی که بی تقصیرند و چه بی تقصیرند همه اونهایی که پر تقصیرند . تقصیر اون ها گذار زندگی و تقصیر این ها گذر زندگی است .
یک روز به دنبال مسکن یک عمر اندوه واسه من داشت ، یک عمر حسرت و آه . باید بر بادها سوار شد و از این دیار کوچ کرد . به انتظار فردایی بهتر . آری باید رفت و شعر جدایی سرود و بر صاحب عاقبت درود .
و بدا به حال کسانی که تنها ادعای خدمت دارند و نفاق خود رو در پرده فاش می کنند . دلم گرفته از دست این دنیای بد و نامرد . شاید فردای ما هم به زودی بیاد . کاش آدم شویم .
1 | نسرین
۱۸ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۰ ب.ظ
سلام
دنبال خونه می گردین…. نمی دونم از چی دلگیرین … تو این دنیا چیزی که زیاده سرپناهه.اما خیلی چیزای دیگه هست که حیاتی تره اما واسه خیلیا وجود نداره.
![]() |
![]() |
2 | محمد تنهایی
![]()
سلام نسرین خانم . خدا رو شکر یه خونه کوچیک یه گوشه شهر گیرمون اومد.
تو دنیا سرپناه خوب کمه انصافاً !
![]() |
![]() |
بهترین کاربران (بر اساس نظر)