زمستانی پر از جنب و جوش

Home > سیاسی > زمستانی پر از جنب و جوش

ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۱۴ دی ۱۳۸۸ | 587 بازدید

زمستانی پر از جنب و جوش :
امسال از بس جنب و جوش توی کشور می بینیم که گاهی فراموش می کنیم توی زمستان قرار داریم.
صحنه اول :
دلم توی خونه گرفته. صداهایی بیرون از خونه منو فرا می خونه. صدای بلند تبل میاد. می رم بیرون. توی شهرک دانشگاه جمعیت زیادی زندگی نمی کنه. جمعیت مختصری حول دایره مانندی جمع شدن. زنجیر زن ها وسط دایره رو گرفتن. نحوه عزاداری این جمعیت من رو یاد مراسمات ۱۰ سال پیش توی ایلام می اندازه. خیلی عامیانه و شعرهایی که خیلی مضمون ندارند! عده کمی هم دور زنجیر زن ها رو گرفتن. دم به دقیقه برخی ها قربونی میارن و خونش رو می ریزن وسط دایره. زمانی که من اونجا بودم دو قربانی رو دیدم. این عده اکثراَ سال خورده بودند. زنجیر زنی برخی ها مافوق تصور آدمی، حرفه ای بود. صدای تبل نزدیک می شه! عده دیگه ای به صورت خودجوش سیال هستند. لحظه جالب فرا می رسه . گروه دوم از میان دایره گروه اول رد می شه. تبل ها تند تر می شه . مداح گروه اول تند و تندتر می خونه. شعارها تند می شه. گویا دو گروه کری می خونن و خنده های شاهدان هم جالب توجه می شه . با خانمم راه می افتیم پشت سر گروه سیال. به سمت مکانی که بعداَ اطلاع پیدا می کنیم . نکته ای عجیب به نظر می رسه. توی این گروه عده کمی زنجیر می زنن(پسر) و عده ای هم هیچ کاری نمی کنن(دختر) و فقط راه می رن. سرم رو می اندازم پایین! چکمه های نیم متری دخترهای این گروه رو می بینم. بالاتر میارم موی بیرون و قیافه فشن این افراد جلب توجه می کنه. مانتوهای چسبان هم که جای خود را دارد! جوانی با صدایی که هیچ شباهتی به مداح نداره شروع به خوندن آهنگ های عاشورایی می کنه ( صدایی در حد شادمهر ) اندکی بعد برخی مولفه های سبز جلب توجه می کنه. می رسیم به آخر خط که مکان پذیرایی از این گروه با روش های با کلاس (نسکافه و شیر کاکائو) است. جوانی با سبک رپ اندکی آوازه خونی می کنه و بعد از اون با سبک معروف محمود جهان بندری واسه امام حسین می خونه. اینم از عشق خیلی با کلاس به امام حسین. صدای تبل ها کم می شه. وقت خوردن شام و پذیرایی می رسه. بر می گردم خونه. پیش خودم می گم تبل توخالی رو هم دیدی دل من.
صحنه دوم :
دوشنبه با هزار امید و آرزو میام به سمت دانشگاه. خیابون ها به طرز مشکوکی خلوت هستند. طوری که بیست دقیقه قبل از همیشه به دانشگاه می رسم. با خودم هزار تا فکر می کنم. نکنه کسی مرده چیزی شده. خدایا خودت به خیر بگذرون. میام توی دانشگاه . همه از اتفاقات دیروز حرف می زنن! منم بی خبر می بینم که به به . در صدای تبل ها چه چیزهایی نهفته بود. چند نفر کشته شدن . سایت های خارجی نوشتن اعتراض میلیونی . نمی دونم واسه کی ناراحت باشم. شاهدان حرف هایی می زدن که روز بعد در ذهن من تناقضاتی رو به وجود آورد. تلویزیون تحلیل های متفاوتی از این روز می کرد. رئیس پلیس خودش اعلام می کنه که چند نفر کشته شدن اما کار ما نبوده. چندین و چند بار فیلم هایی رو از تلویزیون می بینم که دو الی پنج نفر بیشتر توی اون ها نیست اما صدای هورای جمعیت چند صد نفری از اونها بلند می شه. با خودم فکر می کنم می گم که دل من مونتاژ کامپیوتری رو هم دیدی دل من .
صحنه سوم :
دارم بر می گردم برم خونه. آخر هفته است . می خوام زود برسم خونه. خانمم تهدید کرده که اگه زود نرم اتفاق های بدی توی خونه برام خواهد افتاد!. توی اینترنت نوشته تظاهراتی قراره برقرار بشه. سایت های مختلف رو می خونم چیزی در مورد تظاهرات و انعکاس اون نمی بینم. به جز در رسانه های دولتی . بالاترین و … چیزی نزدن. با خودم می گم که حتماً خلوته که چیزی نزدن. از در دانشگاه می خوام خارج بشم. چشمامم حیرون می مونه. جمعیت بسیار بسیار شلوغی تجمع کرده. گویا این جمعیت از آزادی تا وصال طول داره . عجب جمعیتی . این ها تا الان کجا بودن. چرا توی اینترنت از این ها هیچ خبری نیست . چرا رسانه های خارجی چیزی نزدن در موردش . مجبور می شم که پیاده تا آزادی گز کنم. توی اون شلوغی همه چیز تعطیل بود. در راه بازگشت عده زیادی از مردم رو می بینم که نه با اتوبوس آوردنشون و نه زوری . بیشترشون دختر خانم هستند. خیلی از جمعیت جوان هستند. شعارهای جدیدی سر می دهند. از دیدن این جمعیت سرشار از نشاط می شم. نه اینکه طرفدار هر کدام از گروه ها باشم . به خاطر اینکه مردمی رو می بینم که بی تفاوت نیستند. هیچ جای دنیا نخواهید دید که دو گروه با این وسعت و کیفیت در مقابل هم صف آرایی کنن. جمعیت این گروه اندازه جمعیت میلیونی روزهای بعد انتخابات بود که واسه موسوی اومده بود. با خودم فکر می کنم می گم دل من گردش روزگار رو دیدی . گهی پشت به زین و گهی زین به پشت و گهی این و گهی آن. شاید این ویژگی اصلی ایرانی ها باشه . در وقتی که فکر می کنی همه چیز از دست رفته همه چیز رو بدست میاری . کاش روزهای آرام قبل از انتخابات بازگرده. کاش این فضای امنیتی بشکنه. دوران فتنه به پایان برسه.
صحنه چهارم:
به طور اتفاقی داشتم مصاحبه میر حسین موسوی رو در شب شمارش آرا گوش می کردم. خیلی واسم عجیب بود. انگار همین الان داره مصاحبه می کنه. گویا اون شب می دونست که چه اتفاقاتی خواهد افتاد و گویا از برنامه ها خبر داشت. در اینکه میرحسین موسوی فرد تیز هوشیه شکی ندارم اما آدم هرچه فکر می کنه نمی فهمه که چه طور یه آدم می تونه اینقدر آینده بین باشه. اوضاع همون جوری داره پیش می ره که او انتظارش رو داشت. به عبارت بهتر توپ در زمین میرحسین می چرخه و اختیارش رو داره. البته اگر صحنه سوم بهش اجازه بده. به هر حال ما میرحسین رو به لینوکس تشبیه کردیم . شاید هنوز خیلی مونده که لینوکس بتونه انقلاب بکنه و بازار رو در اختیار بگیره.
تیز هوشی میرحسین در چیز دیگه ایه . اون شهری رو هدف قرار داده که اختلاف آرا اون نسبت به رقیب ها بیشتره . شهری که دسترسی راحتی به اینترنت داره . شهری که پر از ماهواره است . شهری که پر از دانشگاهه . شهری که مثل باروته. اندکی شعله در این شهر کل کشور رو منفجر می کنه. شهری که پر از از ما بهترانه. شهری که مردمش ناراضی اند . از سختی ها به تنگ آمده اند. شهری که خیلی ها آرزوی مرگ دارن . شهری پر از ثروت. ساده ترین راه برای کشتن یه نفر هدف قرار دادن قلب اونه . دل من دوباره داره با خودش زمزمه می کنه : دل من انتخابات سالم و غیر سالم و میرحسین و احمدی نژادش رو هم دیدی. یادت میاد کوچیک بودی بابات می گفت یه نفر می تونه این کشور رو بسازه اونم میرحسینه. چی شد ؟ آیا واقعاً انقلاب اون قدر منحرف شده که حرف های میرحسین واسه ما جالب باشه ؟ میر حسین توی این بیست سال آیا انقلاب رو رصد کرده ؟ آیا در این کشور زندگی نکرده؟

برچسب‌ها: ,
بدرد نمی خورهمطلب خوبیه (+5 امتیاز, 5 رای)
Loading ... Loading ...

۲۴ پاسخ برای "زمستانی پر از جنب و جوش"

1 | یه همراه سایت، یه خسته!

۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۰۹ ب.ظ

خیلی اوضاع روحی داغونی دارم.مدتهاست میام به سایتتون سر میزنم ولی هیچ چیز جدیدی نمیدیدم که بهم روحیه بده.یه موقعی واقعا این سایت برام انگیزه دهنده بود!(چرا گه شما رو به عنوان یه الگوی خوب برای زندگی دانشجویی و تحصیلیم میدونستم و میدونم ولی انگار آدما هرچی بالاتر میرن کمتر پایین رو نگاه میکنن.) این چند روز به یه چیز خیلی خطرناک فکر میکردم!!!به پوچی رسیدم! در فرجه ها هستم و به دلیل همین پوچی هیچی درس نخوندم.اگه میشه یه مطلبی بذارین که حالم رو سر جاش بیاره!

+2

 

Vote -1 Vote +1

2 | ...

۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۱۳ ب.ظ

سلام،رسیدن به خیر!

+1

 

Vote -1 Vote +1

3 | سجاد

۱۴ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۳۴ ب.ظ

طرفای خوابگاه زنجان محل تحمع این اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌ها بود. پیاده می‌شدن و از یادگار راه میفتادن پایین. البته من همینجوری این رو می‌گم چون به نظر من، به هر صورت جمعیت به این گستردگی به یه طریقی باید خودش رو برسونه. منجمله اتوبوس و مینی‌بوس. (مهم اینه که مال تهران باشند که به این راحتی‌ها نمی‌شه مطمئن شد/تکذیب کرد)
توی اینکه بخش‌نامه‌ها و دستورات کتبی/شفاهی به ادارات و مدارس داده شده برای شرکت هم تعجب چندانی نیست. (و شواهدی موجود) در عین حال هیچ کس هم نمی‌تونه مدعی بشه اینها که اومدن کم بودند یا برخلاف میلشون بوده.

+1

 

Vote -1 Vote +1

4 | علی

۱۵ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۷ ق.ظ

سلام آقا محمد
اگه زحمتی نیست یه سری به ایملیلتون بزنید خیله وقیته منتظر جوابتون هستم
با تشکر

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

5 | محبوبه

۱۵ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۹ ب.ظ

این نیز بگذرد، دل من.

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

6 | eshgh

۱۶ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۴ ب.ظ

حرفات پر از تناقضه دل من ! چرا رو راست حرف نمی زنی پرده نفاق رو دور کن از خودت

-2

 

Vote -1 Vote +1

7 | صبا

۱۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۵۲ ب.ظ

سلام
شما از دروس سیستم عامل پیشرفته(تننباوم)،پایگاه پیشرفته)c.jdate و طراحیcormen جزوه ندارید؟این منابع را از کجا می تونم بگیرم.
ممنون میشم کمکم کنید.

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

8 | محمود

۱۸ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۰۰ ب.ظ

mahmood

سلام آقا محمد, خوبی؟! خبری از ما نمیگیری؟!!
از این پستت خوشم اومد…

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

9 | محمد تنهایی

۱۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۵ ق.ظ

محمد تنهایی

عشق جان! وجود ما پر از تناقضه . این روزها پر از تناقضه . منتها تناقض با چی ؟ حرف های من با هم دیگه تناقض ندارند به شرطی که آدم ها رو سیاه و سفید نبینید. به شزطی که دو طرف قضیه رو خوب و بد ندونید و الا کل حرف های من تناقض گوییه.

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

10 | eshgh

۲۱ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ

سلام جناب به نظر شما راهپیمایی ۹ دی برای چی بود ؟ضمنا دوست عزیز ما عینکمون خاکستریه.

-4

 

Vote -1 Vote +1

11 | زینب تارتار

۲۲ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۰۵ ق.ظ

سلام
در کل باید بگم یه کم غیر منصفانه راحع به احساسات مردم در بارهی امام حسین قضاوت کردین
بهتون بر نخوره ولی به نطر من امام حسین مال همس.چه با حجاب چه بدون حجاب.

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

12 | vangelis

۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۲۴ ق.ظ

سلام دوستان برای برون رفت از این اوضاع باید انصاف رو رعایت کنیم همچنین این که تابع قانون باشیم ما باید کشورمون رو هر طوری که شده به جلو پیش ببریم

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

13 | لر

۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۲۶ ق.ظ

بر آتیش بیار معرکه لعنت

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

14 | زینب تارتار

۲۳ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۵۱ ب.ظ

منطورت من بودم لر؟
واقعا که!

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

15 | حق پرست

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۰۱ ب.ظ

با سلام خدمت دوستان گرامی چه از نوع افراطی چه میانه رو چه کندرو !
در مورد اون دوست عزیزی که صحبت از حماسه ۹ دی کردند.
این را خدمت ایشان عرض کنم که من طرفدار کسی نیستم و فقط سعی در دیدن واقعیت ها دارم به این دوست عزیز می گم که من تو عمرم انتقدر خانوم محترم چادری یک جا ندید بودم البته شاید ندونید که در ادارات دولتی برای جو موجود بیشتر با چادر میان سر کار حالا بیرون اداره با مانتو یا چادر و این روال طبیعی ادارات هست.
خلاصه این موضوع را نادیده می گیریم
ولی احتراما به این دوستم و دوستان حق جوی دیگرم پیشنهاد می کنم حتما عکس زیر را دانلود و با دقت نگاه کنند هم چنین سایت زیر عکس با احترام برای همه.

اسلام علیک یا ثار الله

http://rapidshare.com/files/335643140/2323.jpg.html

http://naghaad.wordpress.com/2009/12/30/%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%8C-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%A7%D9%87/

+1

 

Vote -1 Vote +1

16 | احمد

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۶ ب.ظ

میشه چند تا عکس از دانشگاهتون اینجا بگذارین کلاسها و همکلاسیها !
انگیزه میخواهیم!

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

17 | محمد تنهایی

۲۶ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۳۶ ب.ظ

محمد تنهایی

احمد جان وسط دعوا حلوا پخش نمی کنن که!

خانم تارتار توجه داشته باشید به فلسفه قیام امام حسین ع . امام حسین چرا شهید شد . همیشه می گیم بهتره به جای افراط کاری و هی بر سر زدن و کارهای آن چنانی معرفت یاد بگیریم. اما کو عمل ؟
آیا کسی که خودش رو رهرو امام حسین ع می دونه و براش دل می سوزونه و اون رو مال خودش هم می دونه به شعائر دینی بی توجهی می کنه؟

قسم حضرت عباسی رو قبول کنیم یا دم خروس رو؟

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

18 | زینب تارتار

۲۶ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۳۳ ب.ظ

اولا که امام حسین دلسوزی نداره
شما اگه واسه امام حسین دلتون میسوزه اشتباه می کنی همشهری
شعائر دینی یه بخش دینه
نمیشه بر اساسش رو کل قضیه قضاوت کرد.خیلی ها ممکنه اسلام رو قبول نداشته باشن اما حسین و قیامش رو ارج بنهند
نمونش خسرو گلسرخی که تو دادگاه ار حسین و قیامش حرفشو آغاز کرد.

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

19 | حق پرست

۲۶ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۵ ب.ظ

با سلام خدمت آقای تنهایی
به عنوان یک برادر کوچکتر خدمت شما عرض کنم که
شما که طرفدار دموکراسی هستی
بهتره از خودتون شروع کنید
و اینگونه دیکتاتور وار به کامنت ها را حذف نکنید.

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

20 | محمد تنهایی

۲۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۲۵ ب.ظ

محمد تنهایی

سلام خدمت آقای یا خانم حق پرست. هیچ کامنتی رو من حذف نمی کنم. سایت مانشت از یه فیلترینگ اتوماتیک استفاده می کنه و مطالب غیر اخلاقی و … رو اسپم می کنه . این کار به دلیل سو استفاده برخی از دوستان و حرف های بدی که زدن وضع شده. در هر حال من کامنت شما رو بررسی می کنم در صورتی که اشتباه بوده تصحیح می کنم ;)

خانم تارتار من دوست ندارم خیلی بحثمون جنجالی بشه. باید فلسفه قیام امام حسین ع رو فهمید. امام حسین ع می گه که من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم. واسه حفظ شعاعر دینی . دین چیزی نیست که قابل تفکیک باشه و بخشی رو قبول داشته باشی و بخشی رو نه. این جوابی بود که خیلی سال پیش ها پیامبر به کسانی می داد که می گفتن ما اسلام آوردیم اما نماز نمی خونیم!
یا خدا رو بخواید یا خرما رو !

+1

 

Vote -1 Vote +1

21 | زینب تارتار

۲۷ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۱۷ ب.ظ

منم دنبال جنجال نیستم
اما حق رو باید میگفتم
شما خیلی جنجالی با موضوع برخورد میکنین
چشم ادامه نمیدم
موفق باشین

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

22 | امید

۲۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۴۵ ب.ظ

چقدر خشنید شماها :d
مانشت این حرفای فلسفی رو ول کن اگه مردی در این موارد برو با رحیم مشایی کل بنداز :d
ولی اون کامنت اولی رو جدی بگیر حرفشو قبول دارم خیلی وقته گرون شدی ۶ یا ۷ماهی هست دیگه انگار حوصله آپ و نوشتن رو نداری ولی واقعا وقتی دست به کیبورد میبری می ترکونی

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

23 | ..

۲۹ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۵۴ ب.ظ

سلام….

اقای تنهایی یه میلی دادم گفتم نحوه درصد گیری رو میخوام “درصد گیری” نه تراز …

این جریان موسوی ها هم بگذرد…..ان شاالله

منتظر

 

Vote -1 Vote +1

24 | eshgh

۱ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۱۶ ب.ظ

سلام مملی ۲ جواب آخرتو قبول دارم ولی خدا وکیلی بگو کدوم طرف حق بدون هیچ تعارف و نقابی

منتظر

 

Vote -1 Vote +1



نوشتن نظر

 از نظریات دیگران من را با خبر کن
feed
نيك زيستن امروز، ديروز را به خوابى شيرين و فردا را به رؤياى اميد بدل مى سازد
سانسكريت

درباره خودم

محمد تنهایی ، دانشجوی دکتری مهندسی کامپیوتر نرم افزار ، دانشگاه شریف
متولد مهر ماه 65 صفحه شخصی

حال من چطوره؟


    تعداد کامنت ها 7481
  • ژینا: خیلی قشنگ بود ، مرسی!
  • زهرا: سلام آقای تنهایی یه سوال داشتم امسلا رتبم تو ارشد آی تی 709(گرایش 1و4) شده ولی هیچ جا
  • زهرا: سلام آقای تنهایی یه سوال داشتم امسلا رتبم تو ارشد آی تی 709(گرایش 1و4) شده ولی هیچ جا
  • جواد: ببخشید ها بچه ها محمد این پست رو گذاشته کمی راحت باشه و از حال هوای کنکور و این حرفا
  • فرزانه: سلام من از سایت محسن خان به این جا اومدم اونجا پرسیدم به نظر شما ازاد نجف آباد بهت

بهترین کاربران (بر اساس نظر)

  • احسان (225)
  • فهيمه (219)
  • نجوا (160)
  • سامان (158)
  • رضا (157)
  • مهدی (132)
  • باران (131)
  • خلوت گزیده (125)
  • کنکاش (123)
  • سارا (119)

بازدید ها

عضویت در خبرنامه

بازدید امروز: 12
کل بازدید از تاریخ آگوست 28, 2010: 2299
آی پی شما : 38.107.191.97


PageRank

انجمن مانشت – کنکور ارشد