Accepted

ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۸

در هیاهوی ارشدی ها مقالات من هم دارن یکی یکی Accept می شن. کم کم دارم فکر می کنم که هر چی بفرستی Accept میشه!!! ؟ آیا واقعیت نیز بدین سان است؟

مقاله SERA 2010 دیروز پذیرفته شد. هدف بعدی کنفرانس SPLC است!

بدرد نمی خورهمطلب خوبیه (+1 امتیاز, 5 رای)
Loading ... Loading ...

کنکور ارشد ۸۹ – سوالات ارشد ۸۹

ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ ۰۲ اسفند ۱۳۸۸

سلام

این بخش اختصاصا برای کنکور ارشد ۸۹ و نیز اعتراضات احتمالی به آزمون در نظر گرفته شده است. لطفاً نظرات خودتون رو درباره سطح آزمون و مشکلات و همچنین درصدهای احتمالی خودتون رو اینجا وارد کنید.

پاسخ من به برخی از سوال های کنکور امسال : (لطفاً اگه کسی سوالات شفاف رو داره و می تونه اسکن کنه به ایمیل من ارسال کنه )

سوالات مشترک :

۵۴- خرس قطبی : گزینه ۱

( یه چیزی واسه من جالبه! اگه گفتین چی ؟ )

من پاسخ سوال های الگوریتم و پایگاه رو این جوری می دم :

۳۲.۲
۳۳.۱
۳۴.۴
۳۵.۴
۳۶.۳
۳۷.۲
۳۸.۲
۳۹.۴
۴۰.۲

به نظرم سوال های استانداری بودن و سخت نبودن

سوالهای امسال مهندسی نرم افزار :

http://217.218.215.30/abdolkarimi/konkoor/89/yadmane-software89.pdf

بدرد نمی خورهمطلب خوبیه (+16 امتیاز, 20 رای)
Loading ... Loading ...

تهران امروز یا دیروز ؟

ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۸۸

امروز یه مطلبی در مورد لوگوی تهران امروز دیدم بد ندیدم یه پرسش پاسخی در این مورد انجام بدیم : به نظر شما این لوگو شبیه چیه ؟

لوگو

نترسین از بیان نظرتون!

برچسب‌ها:
بدرد نمی خورهمطلب خوبیه (0 امتیاز, 6 رای)
Loading ... Loading ...

زندگی خوابگاهی

ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ ۰۸ بهمن ۱۳۸۸

دیشب داشتم خاطره‏های شیرین زندگی خوابگاهی رو مرور می کردم که رسیدم به دو تا فیلم از اون زمان ها . هنرمندان زیادی توی ایجاد این تصاویر دست داشته اند.

سعید در نقش زیر نویس ، یوسف در نقش هیولا و مصطفی در نقش صدای زمینه. از آقایان خاتمی و یاران باران نیز برای همکاری با این پروژه جالب تشکر می کنم . این فیلم در نهایت سانسور پخش شده و همین جا اعلام می کنم که هدف توهین به شخص خاصی رو نداره . تنها می خواد لحظه ای خنده رو به لبان شما بیاره .

فیلم ترسناک از یاران باران!

زیر نویس سعید ( تبلیغات ریاست جمهوری)

بدرد نمی خورهمطلب خوبیه (+2 امتیاز, 4 رای)
Loading ... Loading ...

امتحان ارشد!

ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ ۰۳ بهمن ۱۳۸۸

خدایا فاصله ات تا من، خودت گفتی که کوتاهه                 از این جا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه؟

امتحانات ارشد تمام شد. امروز شروع شد و فردا به اتمام رسید. حالا تنها یک گام مونده، چه زود تموم می‌شه. چشم روی هم می‌گذاری و می‌بینی که بزرگ‌تر شدی. به فردا فکر می‌کنی. همان روزی که به اتمام رسیدن را می‌بینی. خودت را می‌بینی که پیرتر شدی. خودی که شاید خود دیروزت نباشه. فردا شاید خیلی با امروز متفاوت باشه.

فردا رو نمی‌شه دید. تنها می‌توان دستی رو از غیب دید. دستی پر از رحمت ، پر از مهربانی. دستی که تو رو به سمت خودش می‌کشه. انگار داری بزرگتر می‌شی. انگار داری نزدیک‌تر می‌شی. مانشت چند سال بیشتر نداره اما انگار پلی شده برای رسیدن به تو. شاید بقیه ندونن اما من که می‌دونم. بسیاری از رفاقت‌ها ، بسیاری از دوستی‌ها حاصل مانشت بوده.

شاید بقیه ندونن اما من می دونم که کجاها و چه‌طوری کمک می‌کنی. محبت رو می‌شه از تو یاد گرفت. هرچه بد کردم با خوبی جواب دادی. من اگه جای تو بودم این همه صبر نمی‌کردم. اینقدر مهلت می‌دی که فلسفه کارات را بفهمم. یاد خاطرات می‌افتم خیلی واسم جالب می‌شه.

یادت می‌اد واسه رسیدن به ارشد چقدر تلاش کردی. واسه اشتباه یه استاد ، مجبور شدی کنکور بدی! حرف استادت رو یادت میاد. گویا خدا خواسته بود که جایی دیگه بیای. با کس دیگه‌ای آشنا بشی. طور دیگه رفتار کنی. شاید اگه کنکور نبود ، مانشتی هم نبود. دوستی نبود. زندگیت این‌طور نبود. اگه مانشت نبود خیلی چیزها رو نمی‌فهمیدی. امروزت فردا نمی‌شد.

امروز رو به یاد دو سال پیش می‌نویسم. می‌دونم الان یه سری استرس دارند. بیقراری، نه به خاطر اینکه تلاش نکردی ، بلکه می‌خوای هر چه زودتر حاصل تلاشت رو ببینی. شور و شوقی وصف ناشدنی داری. می‌خوای بزرگتر بشی . شاید ندونی که این همه راه نیست . راه زمانی شروع می‌شه که قدم در راه اصلاح برداری. واسه مردمت بجنگی . بخوای که آدم به‌تری باشی. فردا بزرگتر خواهی شد اگر بدونی که بزرگتری به مدرک و مقام نیست. بزرگتری به دوستای خوبته. دوستایی که بزرگتر باشند تو رو بالاتر می‌برند و چه دوستی بهتر از خدای پر محبت.

قلم رو بر می‌داری و دو کلمه می‌نویسی. “خدایا توکل به تو“. خودت رو راحت می‌کنی و راحت سر رو بالشت می‌گذاری. فردا روز بزرگ‌تر شدنه!

برچسب‌ها:
بدرد نمی خورهمطلب خوبیه (+2 امتیاز, 2 رای)
Loading ... Loading ...

زمستانی پر از جنب و جوش

ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۸۸

زمستانی پر از جنب و جوش :
امسال از بس جنب و جوش توی کشور می بینیم که گاهی فراموش می کنیم توی زمستان قرار داریم.
صحنه اول :
دلم توی خونه گرفته. صداهایی بیرون از خونه منو فرا می خونه. صدای بلند تبل میاد. می رم بیرون. توی شهرک دانشگاه جمعیت زیادی زندگی نمی کنه. جمعیت مختصری حول دایره مانندی جمع شدن. زنجیر زن ها وسط دایره رو گرفتن. نحوه عزاداری این جمعیت من رو یاد مراسمات ۱۰ سال پیش توی ایلام می اندازه. خیلی عامیانه و شعرهایی که خیلی مضمون ندارند! عده کمی هم دور زنجیر زن ها رو گرفتن. دم به دقیقه برخی ها قربونی میارن و خونش رو می ریزن وسط دایره. زمانی که من اونجا بودم دو قربانی رو دیدم. این عده اکثراَ سال خورده بودند. زنجیر زنی برخی ها مافوق تصور آدمی، حرفه ای بود. صدای تبل نزدیک می شه! عده دیگه ای به صورت خودجوش سیال هستند. لحظه جالب فرا می رسه . گروه دوم از میان دایره گروه اول رد می شه. تبل ها تند تر می شه . مداح گروه اول تند و تندتر می خونه. شعارها تند می شه. گویا دو گروه کری می خونن و خنده های شاهدان هم جالب توجه می شه . با خانمم راه می افتیم پشت سر گروه سیال. به سمت مکانی که بعداَ اطلاع پیدا می کنیم . نکته ای عجیب به نظر می رسه. توی این گروه عده کمی زنجیر می زنن(پسر) و عده ای هم هیچ کاری نمی کنن(دختر) و فقط راه می رن. سرم رو می اندازم پایین! چکمه های نیم متری دخترهای این گروه رو می بینم. بالاتر میارم موی بیرون و قیافه فشن این افراد جلب توجه می کنه. مانتوهای چسبان هم که جای خود را دارد! جوانی با صدایی که هیچ شباهتی به مداح نداره شروع به خوندن آهنگ های عاشورایی می کنه ( صدایی در حد شادمهر ) اندکی بعد برخی مولفه های سبز جلب توجه می کنه. می رسیم به آخر خط که مکان پذیرایی از این گروه با روش های با کلاس (نسکافه و شیر کاکائو) است. جوانی با سبک رپ اندکی آوازه خونی می کنه و بعد از اون با سبک معروف محمود جهان بندری واسه امام حسین می خونه. اینم از عشق خیلی با کلاس به امام حسین. صدای تبل ها کم می شه. وقت خوردن شام و پذیرایی می رسه. بر می گردم خونه. پیش خودم می گم تبل توخالی رو هم دیدی دل من. مشاهده ادامه مطلب »

برچسب‌ها: ,
بدرد نمی خورهمطلب خوبیه (+5 امتیاز, 5 رای)
Loading ... Loading ...

آیا مانشت زنده است؟

ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ ۰۱ دی ۱۳۸۸

نمی دونم زنده است یا نه . این موقع خیلی سرش شلوغ بوده . امتحان دکترا داده و چند تا مقاله داره می نویسه. خبرهای خوبی هم داره اینکه مقاله ای که واسه ITNG فرستاده بود پذیرفته شده و بزودی چاپ می شه! و اینکه امتحان دکترا رو هم خوب داده و فعلاً وضعیت خوبی داره . در حال حاضر دارم روی مقاله ای در زمینه تجاری ADL ها کار می کنم و تا هفته دیگه تمومش می کنم و ان شا الله این یکی هم پذیرفته بشه .

ممنونم از دوستانی که احوال پرسی کردن. بزودی از گلوی پر از درد من یه نوشته بیرون میاد. فعلاً درگیر مراسم سالگرد ازدواج خودم هستم. چشم رو هم گذاشتیم شدیم یکساله .

بدرد نمی خورهمطلب خوبیه (0 امتیاز, 4 رای)
Loading ... Loading ...

شهرک صنعتی

ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ ۰۴ آذر ۱۳۸۸

حدود سه هفته می شه که مکان زندگی من عوض شده. بالاخره خوابگاه دانشجویی به من تعلق گرفت! و اینجوری شد که من راهی شهرک دانشگاه شدم. نکته قابل توجه اما ویژگی های این شهرک است. شهرک دانشگاه در قلب صنعتی ایران قرار گرفته. به گفته برخی حدود ۷۰ درصد صنایع ایران در همین منطقه قرار داره. جایی به نام جاده مخصوص کرج.

آرامشی عجیب بر این شهرک حکم فرماست . اینجا ساختمان ها حداکثر سه طبقه اند. خبری از شلوغی نیست. مکانی پر از درخت و سبزه. نکته جالب اما بازی کردن بچه های خردسال دانشجویانه. کودکانه که همه زیر ۷ سال سن دارند. نگاه به سیمای معصومانه اونها آدم رو به وجد میاره. انگار هنوز زندگی وجود داره. هنوز عشق زنده است. نکته جالب تر شاید بازی های فوتبال روی آسفالت دانشجوها و مسئولین خوابگاه باشه. عصرهای پنج شنبه و جمعه یه سری آدم (که سنشون حدود ۲۵ تا ۴۵ ساله!) دور هم جمع می شن و ساق واسه هم نمی گذارند. من نیز چون رهگذری افسوس گذشت روزهای زندگی رو می خورم. شاید نکته جالب تر بازی پدر و پسر در یه تیم باشه! گویا اینجا با شهرنشینی خیلی فاصله داره. اینجا عین دهات های قدیمی خودمون پر از صمیمیته. در قلب صنعتی ایران ، در کنار ربات های ایران خودرو. فاز دانشجویی پر از عشق ، زنده است . فاصله اون تا شهرنشینی از فاصله مانشت تا شهرنشینی هم بیشتره. اینجا ارتفاعی به اندازه دماوند داره. دور از هیاهو.

اما این خلوت بودن ها دردسرهای شیرین خودش رو هم داره . اولینش کم بودن خودروهای تردده. معمولاً تاکسی وجود نداره و اتوبوس ها هم هر ساعت یک بار تردد دارند. آرامش بی هزینه نیست! اینجا به خدا نزدیکتره ، شاید!

یه سوال : به نظرتون چرا سقف کارخانه های صنعتی رو اره مانند می سازند؟

نمایی از کارخانه

بدرد نمی خورهمطلب خوبیه (-1 امتیاز, 3 رای)
Loading ... Loading ...
feed
زود پاداش دادن، كمال بزرگوار است.
امام على (ع)

درباره خودم

محمد تنهایی ، دانشجوی دکتری مهندسی کامپیوتر نرم افزار ، دانشگاه شریف
متولد مهر ماه 65 صفحه شخصی

حال من چطوره؟


    تعداد کامنت ها 7477
  • فرزانه: سلام من از سایت محسن خان به این جا اومدم اونجا پرسیدم به نظر شما ازاد نجف آباد بهت
  • elisa: سلام من تازه عضو سایتتون شدم دنبال منابع ارشد بودم که دیدمش از مطالبش خیلی خوشم او
  • olympiad: سلام مجدد آقای تنهایی لطفا اگه می شه جواب بدید
  • khaili lazem: salam man khaili zood rotbeh haye arshade hoshe tehran va daneshgah haye tehran ro mikham renjeshun khaili be man komak mikone mer30
  • محمد تنهایی: ثبت نام فکر کنم آبان این ها باشه. ترم 4 میتونید شرکت کنید اما باید درسهاتون تموم بشه

بهترین کاربران (بر اساس نظر)

  • احسان (225)
  • فهيمه (219)
  • نجوا (160)
  • سامان (158)
  • رضا (157)
  • مهدی (132)
  • باران (131)
  • خلوت گزیده (125)
  • کنکاش (123)
  • سارا (119)

بازدید ها

عضویت در خبرنامه

بازدید امروز: 199
کل بازدید از تاریخ آگوست 28, 2010: 2022
آی پی شما : 38.107.191.99


PageRank

انجمن مانشت – کنکور ارشد