ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۰۳ بهمن, ۱۳۸۸ | 720 بازدید
خدایا فاصله ات تا من، خودت گفتی که کوتاهه از این جا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه؟
امتحانات ارشد تمام شد. امروز شروع شد و فردا به اتمام رسید. حالا تنها یک گام مونده، چه زود تموم میشه. چشم روی هم میگذاری و میبینی که بزرگتر شدی. به فردا فکر میکنی. همان روزی که به اتمام رسیدن را میبینی. خودت را میبینی که پیرتر شدی. خودی که شاید خود دیروزت نباشه. فردا شاید خیلی با امروز متفاوت باشه.
فردا رو نمیشه دید. تنها میتوان دستی رو از غیب دید. دستی پر از رحمت ، پر از مهربانی. دستی که تو رو به سمت خودش میکشه. انگار داری بزرگتر میشی. انگار داری نزدیکتر میشی. مانشت چند سال بیشتر نداره اما انگار پلی شده برای رسیدن به تو. شاید بقیه ندونن اما من که میدونم. بسیاری از رفاقتها ، بسیاری از دوستیها حاصل مانشت بوده.
شاید بقیه ندونن اما من می دونم که کجاها و چهطوری کمک میکنی. محبت رو میشه از تو یاد گرفت. هرچه بد کردم با خوبی جواب دادی. من اگه جای تو بودم این همه صبر نمیکردم. اینقدر مهلت میدی که فلسفه کارات را بفهمم. یاد خاطرات میافتم خیلی واسم جالب میشه.
یادت میاد واسه رسیدن به ارشد چقدر تلاش کردی. واسه اشتباه یه استاد ، مجبور شدی کنکور بدی! حرف استادت رو یادت میاد. گویا خدا خواسته بود که جایی دیگه بیای. با کس دیگهای آشنا بشی. طور دیگه رفتار کنی. شاید اگه کنکور نبود ، مانشتی هم نبود. دوستی نبود. زندگیت اینطور نبود. اگه مانشت نبود خیلی چیزها رو نمیفهمیدی. امروزت فردا نمیشد.
امروز رو به یاد دو سال پیش مینویسم. میدونم الان یه سری استرس دارند. بیقراری، نه به خاطر اینکه تلاش نکردی ، بلکه میخوای هر چه زودتر حاصل تلاشت رو ببینی. شور و شوقی وصف ناشدنی داری. میخوای بزرگتر بشی . شاید ندونی که این همه راه نیست . راه زمانی شروع میشه که قدم در راه اصلاح برداری. واسه مردمت بجنگی . بخوای که آدم بهتری باشی. فردا بزرگتر خواهی شد اگر بدونی که بزرگتری به مدرک و مقام نیست. بزرگتری به دوستای خوبته. دوستایی که بزرگتر باشند تو رو بالاتر میبرند و چه دوستی بهتر از خدای پر محبت.
قلم رو بر میداری و دو کلمه مینویسی. “خدایا توکل به تو“. خودت رو راحت میکنی و راحت سر رو بالشت میگذاری. فردا روز بزرگتر شدنه!
بهترین کاربران (بر اساس نظر)