ارسال شده توسط گمنام در تاریخ: ۲۹ خرداد, ۱۳۸۸ | 467 بازدید
تیتری مشترک با ساری گلین
دارم آهنگ ساری گلین رو گوش می کنم . حال و هواش به این روزها می خوره . روزهای غریبی است . خدا می دونه توی تاریخ در مورد این روزها چی می نویسن . بیش از ۴ ماه از ۳۰ سالگی انقلاب می گذرد . هنوز خبرهای ضد و نقیضی به گوش ها می رسد . گویا انتخاب ۱۰ تسویه حساب ۳۰ سال انقلاب بوده است . پس از مناظره ها موجی از اتهامات متوجه مسئولان این سال ها شد . اتفاق های عجیبی رخ داد . انحرافات زیادی به وجود آمد و انقلابی که در ۳۰ سالگی اقتدار خود را می خواست جشن بگیرد اینک در سر دو راهی بزرگی قرار گرفته است .
دو راهی ای که یک راه آن حذف ۱۴ میلیون نفر از روشنفکران ، اساتید ، دانشجویان ، هنرمندان و مردمی است که عقیده دارند که در انتخاب خود تنها به خود فکر نکرده اند . کسانی که تنها دغدغه آنها گرسنگی نبود . من از این عده طرفداری نمی کنم اما این ها شاخص های کشور بودند . حتی دانشمندان هسته ای هم در این گروه قرار دارند . آیا از این به بعد انگیزه ای برای تلاش باقی خواهد ماند ؟ پس از این شایعات (درست یا غلط) ، به نظر من کشور در این راه میلیاردها ضربه خواهد دید .
دو راهی ای که راه دوم آن پذیرش تقلب در انتخابات است . تقلبی که هنوز اثبات نشده است . اعتقاد من نیز این است که احمدی نژاد انتخاب روستاییان عزیز کشور است . درود بر روستاییان! که تنها به فکر شکم های خویش بودند و رای خود را به اندک برنج و سیب زمینی ای فروختند . دنیای یک روستا خیلی کوچک تر از آن است که شعارهای آزادی خواهی و حقوق شهروندی در آن مطرح شود . روستایی در روستای خود نه آلودگی هوا دارد ، نه انسان های نانجیب می بیند . نه جلوی چشمان او کسی کشته می شود . او درگیر این نیست که کی حق است . او به سیاست خارجی و اعتبار ایرانی چه کار دارد که شاید تا آخر عمر خود از روستا بیرون نرود . این است توجیح طرفدارهای رئیس جمهور عزیز و محترم . روستایی چون نمی فهمد به او رای می دهد . آیا واقعاً روستایی این چنین است ؟ آیا این خود توهینی آشکار به شخصیت رای آورده انتخابات نیست ؟ چرا شهری ها شما را انتخاب نمی کنند ؟ اما پذیرش تقلب بهایی سنگین برای انقلاب خواهد داشت . چنین امری هرگز در انقلاب سابقه نداشته . البته در ریاست جمهوری . نه که تقلبی نباشه که اعتراض های مدنی نبوده . مردمی رام و نامزدهایی آرام تر داشته ایم .
چه شده که مردم به انتخابات اعتراض دارند ؟ آیا اعتراض مردم تنها به دولت است ؟ ……………بیب!!! بگذریم که فیلتر می شویم . چرا احمدی نژاد نه ؟ مردم از چه به تنگ آمده اند ؟ می گویند چند سال اول هر انقلاب مرحله گذر است . اما چرا بعد از گذشت ۳۰ سال از انقلاب ما همچنان جهان سوم هستیم . چرا باید با اندک موفقیت در زمینه های علمی که آن هم به وسیله خس و خاشاک انجام می شود این قدر مغرور شویم و همه دنیا رو کوچک ببینیم . اگر امام تا الان زنده بود آیا اوضاع همچنان همین طور بود ؟ به کی می شه گله کرد که کاندیداها همه گله های منو بر علیه خودشون به کار بردن . یکی ما رو جز فاسد ترین کشور های جهان می دونه و دیگری تورم ۲۵ درصدی رو که داره می شه ۱۵ درصد اون هم توی یه ماه رو به رخ می کشه . آخه مرد حسابی انگار خوابی و نمی بینی . مردم دارن جون می دن . گرانی بیداد می کنه . نمی دونم چرا روستایی هایی که به فکر شکمشون بودن باز به ایشون رای دادن ؟
کشور دو قسمت شده و من حیران در این بین . اندکی با این اندکی با اون . سفید و سیاه نمی بینم . خاکستری می بینم!! . خاکستری که بر سر مردم فرود خواهد آمد . سرمایه ای که کشور از دست داد . کاش انتخاباتی نبود . کاش رای ای نبود . کاش رئیس جمهوری نبود .
یادم رفت بگم ، بچه های دست فروش کوچه های تهران هم دست بند سبز بسته بودند . آیا اونها بیشتر از ما می فهمن ؟ یا اون هایی که با نام امام و قرآن به دانشجویان حمله می کنن؟
روزگار عجیبی است . شاید یک امتحان واسه ملت ما باشه . توی این انتخابات یا باید احمدی نژاد + رهبری رو بپذیری . یا موسوی + کروبی!! . حالا من که از احمدی نژاد متنفرم و عاشق رهبری و به سرسبزی رای دادم چه کنم ؟ شاید سکوت! برای همیشه
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۲۲ خرداد, ۱۳۸۸ | 1,843 بازدید
مانشت اعتقاد دارد که هر چند تعداد نمونه های نظر سنجی در سایت پایین است اما از لحاظ پراکندی آرایی از هر ۴ طیف طرفداران کاندیداها را شامل می شود . از آنجا که مانشت در انتخابات از کاندیدای خاصی طرفداری نکرده و تنها به صورت محدود در برخی موارد سعی در اظهار نظر داشته انتظار می رود که کاربرانی از همه طیف ها داشته باشد بر این اساس با توجه به بازدید ها و تحلیل ها مشارکت مردم حدود ۷۰ درصد خواهد بود . یعنی حدود ۳۴ میلیون نفر فردا در انتخابات شرکت خواهند کرد .
بر اساس داده های نظر سنجی از این میان
بر این اساس انتخابات به احتمال ۳۰ درصد به دور دوم خواهد رفت . و با توجه به رای های ریخته شده احتمالاً فردا میرحسین (۷۰ درصد ) رئیس جمهور خواهد شد .
این آمار بر اساس بازدید کننده ها و نظرات آنها استخراج شده است . پیش بینی های سایر سایت ها هم با اختلاف حاکی از پیروزی میرحسین موسوی است .
البته این نتایج آماری است . و ممکن است که امدادهای غیبی و اتفاقات انتخاباتی رای هر کدام از کاندیداها را بالا پایین کند.
نظر شما چیست ؟
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۱۳ خرداد, ۱۳۸۸ | 2,751 بازدید
هر شب یک پاراگراف به این مناظره ها اضافه می شه . نظرات خودتون رو اینجا بیان کنید .
طنز :
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۲۰ بهمن, ۱۳۸۷ | 404 بازدید
سید محمدعلی ابطحی، در وبسایت شخصی خود خبر از انصراف میرحسین موسوی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده داد.
ابطحی که پرخوانندهترین وبسایت شخصی فارسیزبان را دارد و از نزدیکان سید محمد خاتمی است، امروز در وبلاگ خود نوشت:
«امروز صبح به اتفاق آقای خاتمی و آقای کروبی برای دیدار با آقای میرحسین موسوی به منزل ایشان رفتیم. در بین راه آقای خاتمی میگفتند که خدا کند آقای موسوی برای نجات مملکت بیاید تا این بار از روی دوش من برداشته شود. آقای کروبی هم موکدا میگفتند که اگر آقای موسوی بیاید و شانس ایشان برای کسب آرای بیشتر، بیشتر باشد به نفع ایشان کنار میروند و تمام امکانات حزب اعتماد ملی را در اختیار ایشان قرار خواهند داد. من هم در حالی که از این دو بزرگ اصلاحات با موبایلم عکس میگرفتم گفتم که ای کاش این خلوص نیت و بی اعتنایی به جاه دنیا که شما دارید را همهی شخصیتهای سیاسی داشتند.
به منزل آقای موسوی که رسیدیم طبق معمول به سالن نقاشی ایشان رفتیم تا ببینیمشان؛ اما بر خلاف همیشه نبودند و در دفترشان بودند. گفتند که برویم آنجا. اما آقای کروبی روی زمین نشستند و گفتند یا همینجا یا هیچ جا. آقای خاتمی هم که مردد بود همانجا ایستاد. پرسنل آنجا رفتند و آقای موسوی را صدا زدند. تا ایشان بیاید تصمیم گرفتم چند عکسی برای خوانندگان وبلاگم از منزل مهندس موسوی بگیرم. همانطور موبایل به دست داشتم یکی یکی در اتاقها را باز میکردم که یکی از بر و بچههای دفتر گفت یک اهنی اوهونی… ببند اون در مبال رو برادر! »
محمدعلی ابطحی در ادامه به گفتگوی موسوی با خاتمی و کروبی پرداخته و نوشته است: «آقای خاتمی به آقای موسوی گفتند: شما الان برای نجات مملکت هم که شده باید تشریف بیاورید والا من مجبورم کاندیدا شوم. آقای کروبی هم گفتند: من بارها گفتهام و باز هم میگویم که اگر شما بیایید و رای بیشتری داشته باشید من کنار میروم ولی نمیدانم شما چرا امتناع میکنید. من هم گفتم: من خواهش می کنم صراحتا بگویید چرا علیرغم اصرار ما حاضر نیستید برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شوید تا من به خوانندگان وبلاگم اطلاعرسانی کنم.
مهندس میرحسین موسوی هم گفت کی گفته که من نمیخواهم بیایم؟ که در این لحظه آقای کروبی سرفهاش گرفت و دو قلب چای و حبهی قندی که در لپشان داشتند را روی صورت مهندس موسوی پاشیدند. آقای خاتمی هم به رعشه افتادند. من هم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و پرسیدم: چی گفتید؟!
آقای موسوی میخواستند چیزی بگویند که آقای کروبی از فرصت استفاده کردند و شروع کردند به پاره کردن تابلوهای نقاشی روی دیوار. آقای خاتمی هم نتوانستند احساسات خودشان را کنترل کنند و در حالی که به سر و صورت خود چنگ می انداختند و اشک بر روی گونههایشان جاری بودند دنبال شمع و کبریت میگشتند.»
ابطحی پس از شرح مبسوط از بین رفتن تمام تابلوهای مهندس موسوی و آتش سوزی مختصر منزل وی در انتها می نویسد: «آتش به پشت لباس مهندس موسوی گرفته بود و ایشان این طرف و آنطرف میدوید و متاسفانه عکسهایی که با دوربینم میگرفتم تار میافتاد. آقای خاتمی خیلی با وقار ایستاده بودند و به آقای موسوی که داشتند مثل پروانه دور ایشان میدویدند میگفتند : استادهام چو شمع مترسان ز آتشم.
اما آقای کروبی داشتند دنبال بیل میگشتند تا مهندس را خاموش کنند که متاسفانه پیدا نشد. آبپاش موبایل من هم از کار افتاده بود. عاقبت آقای خاتمی مجبور شدند که از عبای پشم شترشان برای خاموش کردن مهندس موسوی استفاده کنند. البته قبلش از آقای موسوی قول شرف گرفتند که اگر عبایشان کوچکترین آسیبی دید آقای موسوی یکی عین آن را برایشان بخرند و ضمنا عبای سوخته را بگذارند دست ایشان بماند…
عاقبت مهندس موسوی خاموش شدند. ایشان را روی زمین دراز کردیم. خیلی نک و نال میکردند. آقای کروبی گفتند: حیف که نمیتوانید کاندید بشوید والا رای خوبی داشتید و من هم به نفعتان کنار میرفتم. آقای خاتمی هم گفتند حالا که وضعیت اینطور شده مجبورم که برای نجات مملکت وارد میدان شوم. مهندس موسوی همانطور که زیر لب ناله میکردند گفتند ولی من کِی گفتم نمیآیم؟ در این وقت من سُر خوردم و با شکم روی ایشان افتادم. صدای خورد شدن دندههای ایشان بلند شد.عذرخواهی کردم و بلند شدم اما باز پایم لیز خورد و افتادم. ایندفعه شش تا از مهرههای کمر ایشان جابجا شد… دیگر نای بلند شدن نداشتم و نفسهای مهندس موسوی هم داشت به شماره میافتاد که به زحمت گفتند: باشد؛ اشتباه کردم؛ نمیآیم.»
ابطحی در وبسایت خود ضمن ابراز تاسف از انصراف مهندس موسوی به علت مشکلات شخصی و وضعیت نامناسب جسمانی در انتها نوشت: « در بین راه هر سه نفر از نیامدن مهندس موسوی شدیدا متاسف بودیم. من گفتم ای کاش تمام سیاسیون مملکت ما مثل شما اینقدر به جاه و مقام بی اعتنا بودند. آقای کروبی گفتند واقعا همینطور است و از آقای خاتمی پرسیدند راستی چرا شما اعلام کاندیداتوری نمیکنید؟ حیف که صحبتشان ناتمام ماند و شاید به خاطر اینکه من میخواستم بین این دو بزرگوار در عقب ماشین جابهجا شوم، آقای کروبی با فشار از در ماشین پرت شدند بیرون.»
بهترین کاربران (بر اساس نظر)