ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۱۹ آذر, ۱۳۸۷ | 240 بازدید
۱۶ آذر دانشجویی ترین روز ساله ، هر سال توی این روز اتفاق های عجیب غریب زیادی می افته ، واسه همین چند سالی می شه که توی این روز دانشگاه تهران (همون پنجاه تومنی) کنترل شدیدی روی ورود و خروج داره ، به قول یکی از دوستان ، پارسال درهای دانشگاه رو تا ساعت ۳ بعد از ظهر بسته بودن و اجازه ورود و خروج به کسی داده نمی شد ،امروز یه سر به دانشگاه تهران زدم ، کنترل درب های دانشگاه وحشتناک بود ، تنها دانشجویان دانشگاه تهران می توانستند وارد شوند (البته من هم وارد شدم!!) ، یکی می گفت که انگار خاتمی هم امسال می خواد به دانشگاه تهران بره!! کاری به سیاست ندارم اما می خواستم همین روز رو توی دانشگاه شریف مقایسه کنم ، مراسم دانشگاه شریف برای این روز تقدیر از اساتید دانشگاه است ، به شخصه بهم برخورد که توی روز دانشجو از اساتید تقدیر بشه ، نفهمیدیم روز دانشجوه یا اساتید ؟
نکته بین حرف هام : دیروز دانشگاه تهران آشوب بود!!
اگه دقت کرده باشید هوا کمی سرد شده ، و روی زمین هم پر از برف ، البته کلاغ ها هم دسته دسته می رن به سوی باغ ها و با همدیگه غار غار می کنن ، گفتم غار غار یاد آواز گنجشک ها افتادم ، هنوز نرفتم ببینم ، می گن که فیلم قشنگی از آب در اومده ، باید دیدش !! (اما کی خدا می دونه) ، شنبه ها تهران بلیت سینما نیم بهاست ، باید یکی از این شنبه ها رو به سینما شوم.
اگه یه خورده بیشتر دقت کرده باشید متوجه می شید که مانشت برف اومده ، برف سنگینی هم اومده ، واسه همین بنر سایت رو هم یه خورده دست کاری کردم ، تا به حال از پشت شیشه بیرون رو نگاه کردین ؟ روی شیشه نوشتین دوست دارم ؟ یخ روی شیشه رو پاک کردین تا ماه رو بهتر ببینید ؟ اگه این کارها رو نکردین به بنر مانشت نگاه کنید ، توی یخ های بنر تنها مانشت که از گرمای عشق سرشاره ، همه یخ ها رو پاک کرده .
مانشت سرد هست ، مانشت برف می باره ، اما مانشتی هیچ وقت سرد نیست . مانشتی پر از نشاطه ، پر از امید.
مانشتی بودن برتر از مانشت نشینی است.(اعتراف کردم)
مطلب مرتبط : چرا ۱۶ آذر روز دانشجو است ؟
ارسال شده توسط محمد تنهایی در تاریخ: ۱۶ آذر, ۱۳۸۷ | 1,120 بازدید

۱۶ آذر سال ۳۲ بود؛ نه! دو ماه قبل از آن، تاریخ ۱۶ مهر ۳۲.
بیشتر از ۵۰ روز از کودتای آمریکایی ارتشبد زاهدی نگذشته بود. مردم هنوز درک کودتا برایشان سنگین بود. اولین تظاهرات یک پارچه مردم علیه رژیم کودتا در همین روز اتفاق افتاد؛ دانشگاه و بازار به طرفداری از تظاهرکنندگان اعتصاب کردند. تظاهرات به قدری سنگین بود که کودتاچیان وارد معرکه شدند و طاق بازار را بر سر بازاریان خراب کردند و دکانهای آنان را به وسیله مزدوران خود غارت کردند.
۱۶ آبان سال ۳۲ بود؛ کابینه زاهدی و دولت انگلستان برای تجدید روابط ایران و انگلستان که در جریان ملی سازی نفت قطع شده بود، مخفیانه شروع به مذاکرات کردند.
در تاریخ ۲۴ آبان اعلام شد که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران میآید. نیکسون به ایران میآمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای ۲۸ مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیکسون حتمی مینمود.
دو روز قبل از آن واقعه تلخ (۱۴ آذر) زاهدی تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنیس رایت»، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز ۱۴ آذر تظاهراتی در گوشه و کنار به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عدهای دست گیر شدند. این وضع در روز ۱۵ آذر هم ادامه داشت.
رژیم شاه برای مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت (!) سفر نیکسون نیروهای نظامی خود را در دانشگاه مستقر کرد؛ روز ۱۵ آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور میرسد که باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیسکون صداها خفه گردد و جنبندهای نجنبد…
صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثهای را پیش بینی میکردند.
دانشجویان حتی الامکان سعی میکردند که به هیچ وجه بهانهای به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با کمال خونسردی و احتیاط به کلاس ها رفتند و سربازان به راهنمایی عدهای کارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمی گذشت و چون بهانهای به دست آنان نیامد به داخل دانشکدهها هجوم میآوردند؛ از پزشکی، داروسازی، حقوق و علوم عده زیادی را دستگیر کردند. بین دستگیر شدگان، چند استاد نیز دیده میشد که به جای دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل کامیون کشیده شدند؛ چون احتمال وقوع حوادث وخیمتری میرفت، لذا برای حفظ جان دانشجویان، دانشکده را تعطیل کردند و به آنها دستور دادند به خانههای خود بروند و تا اطلاع ثانوی در خانه بمانند.

دانشجویان نیز به پیروی مشاهده ادامه مطلب »
بهترین کاربران (بر اساس نظر)