تالار گفتمان مانشت
دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - نسخه‌ی قابل چاپ

صفحه‌ها: ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - HighVoltage - 15 خرداد ۱۳۹۰ ۰۴:۰۲ ب.ظ

سلام دوستان همه ما فیلم و سریال زیاد دیدیم توی هر فیلم یا سریالی یه سری دیالوگ که واقعا زیبا و به یادماندنی و قابل تامل اند وجود داره که شاید گاهی اوقات از خود فیلم هم معروف‌تر و به تکیه کلام مردم یا ضرب المثل تبدیل میشه.
توی این پست دیالوگ هایی که به نظرتون قشنگ رو همراه با اسم فیلم قرار بدید برای سرگرمی و فرار از فشار درس و کنکور و... خوبه.Big Grin

فیلم‌: Lucky Number Slevin
پدرم بهم گفت اگه یک نفر برای بار اول بهت گفت اسب‌، بزن دهنشو سرویس کن اگه واسه بار دوم گفت اسب‌، بهش بگو عوضی اما اگر برای بار سوم گفت اسب، وقتشه که بری برای خودت یه زین بخری.

فیلم‌: Heat
همیشه آماده باش تا هر چیزی رو که داری بتونی تو ۳۰ ثانیه ترک کنی.

سریال‌: روزی روزگاری
خاله لیلا: یه مسابقه‌ هست که مردایی که ادعاشون می‌شه توش شرکت می‌کنن.
مراد بیگ: من ادعایی ندارم!
خاله لیلا: ادعایی ندارم خودش کم ادعایی نیست.

فیلم‌: Memento
لئونارد در حین آتش زدن وسایل شخصی همسر فوت شده اش خطاب به خودش که حافظه کوتاه مدتش رو از دست داده:
یادم نمی مونه که فراموشت کنم
I can't remember to forget you

دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - mosaferkuchulu - 15 خرداد ۱۳۹۰ ۰۸:۳۴ ب.ظ

بچه‌ها هر فیلمی و چند بار میبینین که اینا یادتون می مونه؟Big Grin

RE: دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - HighVoltage - 15 خرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۴۱ ب.ظ

(۱۵ خرداد ۱۳۹۰ ۰۸:۳۴ ب.ظ)mosaferkuchulu نوشته شده توسط:  بچه‌ها هر فیلمی و چند بار میبینین که اینا یادتون می مونه؟Big Grin

من که یک بار بیشتر وقت نمی کنم ببینم ولی خوب دیالوگ‌ها جزء زیباترین بخش های یک فیلمه که تو ذهن آدم می مونه مثلا کی یادش میره که مورچه خور می گفت "هی مورچه وایسا می خوام بخورمت".Big Grin

Saving Private Ryan
سرباز ۱ - خدا با ماست
سرباز ۲ - اگه خدا با ماست پس کی با اوناست؟

حکم
ازت خوشم میاد ولی تا یه جاهایی

Sherlock Holmes
شرلوک هولمز: هیچ وقت بدون اینکه اطلاعات کافی داشته باشی تئوری پردازی نکن. اینجوری همیشه بجای اینکه تئوری خودش رو با واقعیت هماهنگ کنه، واقعیت هست که با تئوری‌ها خودش رو وفق میده.

Up In The Air
نتلی:چه جوری تا حالا حتی به ذهنتم نرسیده که با کسی بخوای آینده ای داشته باشی؟
رایان:ساده است، اون لحظه رو می شناسی که تو چشم یکی نگاه می کنی و احساس می کنی اونم به روحت خیره شده و دنیا همه یه لحظه ساکت و آروم می شه؟
نتلی:آره.
رایان:خُب..من نداشتمش!

دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - mosaferkuchulu - 15 خرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۳۴ ب.ظ

مورچه خوار و که ۱۰۰۰ باری دیدیم همه!
من فقط از کارتون گالیور یه دیال.گ یادم مونده:
من مییییییییی دونستم....من مییییییییدونستمBig Grin

RE: دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - Maryam-X - 15 خرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹ ب.ظ

(۱۵ خرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۴۱ ب.ظ)High_Voltage نوشته شده توسط:  Up In The Air
نتلی:چه جوری تا حالا حتی به ذهنتم نرسیده که با کسی بخوای آینده ای داشته باشی؟
رایان:ساده است، اون لحظه رو می شناسی که تو چشم یکی نگاه می کنی و احساس می کنی اونم به روحت خیره شده و دنیا همه یه لحظه ساکت و آروم می شه؟
نتلی:آره.
رایان:خُب..من نداشتمش!

خیلی قشنگ بود..
بیشتر از یک دیالوگ فیلم ارزش داشت.

دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - polarisia - 15 خرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۳۱ ب.ظ

دکتر (رضا کیانیان)‌: از قدیم گفتن مواظب باش چی آرزو میکنی چون ممکنه برآورده شه
- خانه‌ای روی آب، بهمن فرمان‌آرا

دکتر (رضا کیانیان)‌: چه دنیای بدی که من آخرین امید یه کسی‌ام
- خانه‌ای روی آب، بهمن فرمان‌آرا

اتی (گلشیفته فراهانی)‌: درسته که پول خوشبختی نمیاره...اما بی‌پولی حتما بدبختی میاره!
- بوتیک، حمید نعمت‌الله

دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - Sina_B - 16 خرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۰۵ ق.ظ

فیلم «یک روز خوب»‌: همین الان دارم میبینمش.
(قسمتی از صحبتهای مایکل و رابرت در هتل)

مایکل: اومدم کمکت کنم.
رابرت: کمک من؟
مایکل: دکترها هر چی گفتن، تو اینو بدون؛ قلب ابزار قدرتمند و اسرار آمیزیه. اگه با عشق، ایمان و گذشت پرش کنی، چیزی نیست که نتونی بهش غلبه کنی. فقط باید مسیر رو درست بری!
رابرت: مسیر درست کدومه؟
مایکل: چرا دعا نمیخونی؟ بهش احتیاج داری.
رابرت: خدا میخواد من بمیرم؟ منظورت اینه؟
مایکل Sadکمی خنده). من از کجا بدونم؟! خدا بنده هاشو نمیکشه، فقط وقت تو رسیده! همه چی در حال گذره؛ یه صندلی بازی مداومه. تو میری، یکی دیگه میاد.
رابرت: صبر کن ببینم. نگفتی باید چیکار کنم.
مایکل: خودت میدونی. همیشه میدونستی!
.
.
.
گفتگوی آخر مایکل با رابرت Sadجلوی کلیسا)
رابرت: فکر میکردی اگه امشب نمیمردم، چی کار میکردم؟
مایکل:آآآآ نمیدونم. امیدوار بودم بری خونه پیش همسرت. دختر کوچولوت. کاریه که باید الان بکنی. «اینشتین».
رابرت: اینشتین. کننده کارهای مهم.
مایکل: زندگی شکنده ست، عشق نه!
...

RE: دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - SarahArshad - 16 خرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۵۶ ق.ظ

اینم بهترینهای فیلم سینما پارادیزو البته من تو بخش فیلم وسریال گذاشته بودمشون گفتم اینجا باشن بهتره:

سالواتوره: چطور تونستی همیشه تنها زندگی کنی. می تونستی ازدواج کنی اما...

مادر: همیشه خواستم به پدرت وفادار بمونم و بعد به تو و خواهرت. تو هم مثل منی. تو هم همیشه وفادار ماندی. وفاداری چیز بدیه. وقتی وفادار می‌مونی همیشه تنهائی.



سالواتوره: می خوام تو رو ببینم

النا: زمان زیادی گذشته. چرا باید همدیگر را ببینیم. چه فایده‌ای داره. من پیر شدم سالواتوره، تو هم همینطور. بهتره همدیگر رو نبینیم.



کشیش: وقتی میایم سرپایینیه و خدا کمک میکنه؛ اما موقع برگشتن سربالاییه و خدا فقط میشینه و نگاه می‌کنه!



آلفردو: پیشرفت همیشه دیر می‌رسه!



آلفردو: زندگی روزانه در اینجا، تو فکر می‌کنی اینجا مرکز دنیاست. فکر می‌کنی هیچ چیز اینجا تغییر نمی‌کنه اما وقتی برای یک سال، دو سال اینجارو ترک می‌کنی و بر می‌گردی می‌بینی همه چیز تغییر کرده. چیزایی که به دنبالشون اومدی دیگه نیستن. هرچی به تو تعلق داشته از بین رفته. قبل از اینکه عزیزانت رو پیدا کنی مجبوری چند سال دوری بکشی و به اینجا برگردی. به زادگاهت. اما حالا دیگه نه. دیگه امکان‌پذیر نیست. تو الان کورتر از منی!

سالواتوره: کی اینو گفته؟ گری کوپر؟ جیمز استوارت؟ هنری فوندا؟ هان؟

آلفردو: نه این دفه حرف خودم بود. زندگی مثل فیلم نیست. خیلی سخت‌تره!

RE: دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - fatima1537 - 16 خرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۱۳ ب.ظ

(۱۵ خرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۴۱ ب.ظ)High_Voltage نوشته شده توسط:  نتلی:چه جوری تا حالا حتی به ذهنتم نرسیده که با کسی بخوای آینده ای داشته باشی؟
رایان:ساده است، اون لحظه رو می شناسی که تو چشم یکی نگاه می کنی و احساس می کنی اونم به روحت خیره شده و دنیا همه یه لحظه ساکت و آروم می شه؟
نتلی:آره.
رایان:خُب..من نداشتمش!
جالب بود. یه خنده تلخ همراهش بود

RE: دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - حامد - ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ ۰۴:۱۳ ب.ظ

(۱۵ خرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۴۱ ب.ظ)High_Voltage نوشته شده توسط:  Up In The Air
نتلی:چه جوری تا حالا حتی به ذهنتم نرسیده که با کسی بخوای آینده ای داشته باشی؟
رایان:ساده است، اون لحظه رو می شناسی که تو چشم یکی نگاه می کنی و احساس می کنی اونم به روحت خیره شده و دنیا همه یه لحظه ساکت و آروم می شه؟
نتلی:آره.
رایان:خُب..من نداشتمش!

دیالوگ های خیلی قشنگی این فیلم داشت.متاسفانه ترجمم به اندازه‌ی شما خوب نیست و اعتقاد دارم با ترجمه کردن دیالوگ،ارزش معنایی اون کمتر میشه ولی دوستانی که علاقه مند هستند می تونند بعضی دیگر از دیالوگ های این فیلم را
مهمان عزیز شما قادر به مشاهده پیوندهای انجمن مانشت نمی‌باشید. جهت مشاهده پیوندها ثبت نام کنید.
ببینند.

RE: دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - HighVoltage - 19 خرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۱۰ ق.ظ

قهوه تلخ
نازخاتون‌: شوهرست‌، شوهر واقعی‌، مال ماست.

Se7en
کاراگاه سامرست: همینگوی یه بار نوشت،"دنیا جای قشنگیه و ارزش جنگیدن داره" من با قسمت دومش موافقم.

The Big Sleep
فیلیپ: چشمات اذیتت میکنه؟
وی ویان: نه
فیلیپ: ولی پدر منو درآورده.

Spartacus
یکی از مشکلات نجیب زاده بودن اینه که وقت و بی وقت مجبور می شی مث آدم رفتار کنی.

Sin City
آدم کش‌ها رو دوست دارم. با اونا هرکاری بکنی احساساتت جریحه دار نمی شه.

بوی کافور عطر یاس
بعد از ۵۰ سالگی اگه صبح بیدار شدی دیدی هیچ جات درد نمیکنه,شک نکن مُردی!

RE: دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - mosaferkuchulu - 19 خرداد ۱۳۹۰ ۰۸:۴۳ ب.ظ

(۱۹ خرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۲۲ ق.ظ)parimehraban نوشته شده توسط:  خیلی ممنون
از مهران مدیری



ها چلمبه ۲
از باغ مظفر

کی کی کی
از قهوه تلخ

خیییییییییییلی ممنون!!


کیهههههههه کیهههههههههههههههه!

این جوری بگین بیستر مشخصه!Big Grin

RE: دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - HighVoltage - 02 مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۴۵ ق.ظ

Rango
شهردار: اونا رو می بینی آقای رنگو؟ اونا دوست‌ها و همسایه هام هستن. زندگی اینجا سخته، خیلی سخت… می دونی اونا چه جوری تا الان دووم آوردن؟ اونا باور دارن! باور دارن که اوضاع بالاخره بهتر میشه. اونا باور دارن که برخلاف همه‌ی شواهد و قرائن فردا بهتر از امروز میشه. مردم باید به یه چیزی باور داشته باشن و حالا، اونا به تو باور دارن.

Stay
لیلا کالپپر: هیچ میدونستی وقتی رفتم دراز کشیدم تو وان حموم، دو تا تیغ با خودم برده بودم؟ میدونی چرا؟ برای اینکه وقتی خونریزی شروع شد و ضعیف شدم و دستام شل شد، اگه یه وقت تیغ از دستم افتاد، کارم نصفه نمونه. میتونی تصور کنی؟ میتونی تصور کنی یه نفر چقدر میتونه از زندگی متنفر باشه که برای خودکشی یه تیغ زاپاس برداره؟

Seven Pounds
تلفنچی: اورژانس ۹۱۱، بفرمایید.
بن توماس: من یه آمبولانس میخوام.
تلفنچی: شما از خیابون ۹۲۱۲ غربی لس آنجلس تماس گرفتین.
بن توماس: درسته. پلاک ۲
تلفنچی: بسیار خوب. چه اتفاقی افتاده؟
بن توماس: یکی خودکشی کرده.
تلفنچی: کی خودشو کشته؟
بن توماس: من.

Gran Torino
والت کوالسکی: یه پیچ گوشتی، یه کم روغن، با نوار چسب! این سه تا رو به هر مردی که سرش به تنش بیارزه بدی، تقریبا میتونه هر مشکلی رو تنهایی حل کنه!

The Box
آرتور: تو هیچوقت بابا نوئل رو باور نکردی؟
والتر: نه! یعنی واقعا داستانی بهتر از اینکه یک مرد خپل و چاق از لوله شومینه بیاد تو خونه به ذهنتون نرسید؟ خیلی غیر واقعیه!
آرتور: غیر قانونی هم هست!

مختارنامه
؟: زندگی بدون حماقت‌ها چنگی به دل نمیزند.

دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - hsh88 - 02 مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۱۹ ب.ظ

فوق العاده بود آقایsina-b و High-voltage!
بازم واسمون بگذارید
مرسی از دقت قشنگتون،تاثیر دیالوگ چندین برابر جمله عادیه میدونید کهSmile

دیالوگ های زیبا و به یادماندنی - negarin - 08 مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۰۰ ب.ظ

سلام
دیالوگ های خیلی قشنگی گذاشتین. مرسی.
این دو تا هم برای فیلم the A- team هست.
See, don’t be seen.
I'm here, because in the end, the truth is worth to risk.