زمان کنونی: ۲۸ شهریور ۱۳۹۸, ۰۹:۰۴ ق.ظ مهمان گرامی به انجمن مانشت خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات انجمن می‌توانید عضو شوید.
گزینه‌های شما (ورودثبت نام)

جک و طنز

ارسال: #۴۶
۰۷ تیر ۱۳۹۰, ۱۲:۱۸ ق.ظ
جک و طنز
سلام
باز هم یک واقعیت دیگه در یکی از شهرستان های استان اصفهان:
سر کلاس سوم راهنمایی زنگ ریاضی معلم که میخواسته از دانش آموزاش درس بپرسه یه بنده خدا را صدا میکنه پای تابلو و میگه: برو پای تابلو و یک مستطیل بکش تا بقیشو بهت بگم!
بنده خدا میره ولی هول میکنه و مستطیلش را ایستاده میکشه، یعنی عرض را افقی و طول را عمودی. اینجا بود که معلم عصبانی شدAngryAngryAngry بعد با صدای بلند گفت:
احمق! خاک توی سرت! این چه مستطیلی هست که تو کشیدی؟ HuhHuhHuh مستطیل که نباید طولش از عرضش کوچکتر باشه! Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: ahmad8726 , ایرسا , Breeze , mary-joon , jafarir , Mohammad-A , ماه بانو
ارسال: #۴۷
۰۷ تیر ۱۳۹۰, ۰۶:۵۶ ب.ظ
RE: جک و طنز
یه جک مختص ایلامیها(همچنین دکتر ....استادمون رومیگم)
میدونی BMWیعنی چی؟
فکر کردی ماشینه؟
نه بابا
B=برات
M=میمیرم
w=وخاص علی
جک که نبود جمله بامزه بودBig Grin

ازاین آدمهادلگیر نشو،نیش زدن طبیعت آنهاست..../سالهاست به هوای بارانی می گویند خراب!......
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
ارسال: #۴۸
۰۹ تیر ۱۳۹۰, ۰۷:۳۴ ب.ظ
RE: جک و طنز
مجادله در ادبیات بر سر یک خال

حافظ :
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را


صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را


شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را


فاطمه دریایی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال‌ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا‌ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما‌ها را.....؟؟؟

یاران ره عشق منزل ندارد *** این بحر مواج ساحل ندارد
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: blackhalo1989 , aminamini , marjan_gh , saeedhlk , mr-sky , jafarir , zibaziba , tiger2012 , Hera , mohaddeseh70
ارسال: #۴۹
۰۹ تیر ۱۳۹۰, ۰۹:۳۹ ب.ظ
جک و طنز
پسره با دوست دخترش تو ماشین داشتن میرفتن. یهو به ایست بازرسی میرسن، بعد پسره به دختره میگه یو اینجا پیاده شو بعد برو بعد ایست بازرسی وایسا بگو ونک من بعنوان تاکسی دوباره سوارت میکنم. بعد دختره پیاده میشه بعد میره اونور و بعدش پسره ایست بازرسی رو رد میکنهمیرسه به دختره بعد دختره یه اشتباه میکنه اسم خیابونو میگه ببخشید تجریش؟ پسره میگه نه مسیرم نمیخوره ونک میریم و میره..... Tongue
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: polarisia , blackhalo1989 , موج , jafarir
ارسال: #۵۰
۱۰ تیر ۱۳۹۰, ۰۲:۴۱ ب.ظ
RE: جک و طنز
زاغکی قالب پنیری دید
از همان پاستوریزه های سفید!
پس به دندان گرفت و پر وا کرد
روی شاخ چنار مأوا کرد
اتفاقا ازان محل روباه
می گذشت و شد از پنیر آگاه
گفت: اینجا شده فشن تی وی!
چه ویوئی !چه پرسپکتیوی!
محشری در تناسب اندام
کشتهء تیپ توست خاص و عوام!
دارم‌ام پی تریّ ِ آوازت
شاهکار شبیه اعجازت
ولی اینها کفاف ما ندهد
لطف اجرای زنده را ندهد
ای به آواز شهره در دنیا
یک دهن میهمان بکن ما را!
زاغ ،بی وقفه قورت داد پنیر!
آن همه حیله کرد بی تاثیر
گفت کوتاه کن سخن لطفن!
پاس کردم کلاس دوم من

یاران ره عشق منزل ندارد *** این بحر مواج ساحل ندارد
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: موج , fatima1537 , blackhalo1989 , Maryam-X , **sara** , Mile Stone , marjan_gh , jafarir , zibaziba , Hera
ارسال: #۵۱
۱۲ تیر ۱۳۹۰, ۱۰:۰۱ ب.ظ
جک و طنز
گفته شده:

بعد از گذشت سالها چوپان دروغگو بر اثر حادثه ای می میرد و در آن جهان (احتمالا جهنم) به او می گویند: اسمت چیست و چوپان در جواب می گوید: " دهقان فداکار "

اگر بتوانم دلی را بدست آورم، بیهوده نزیسته ام. اگر بتوانم رنجی را بکاهم، یا دردی را مرهم نهم، یا پرنده ای رنجور را، به آشیانش باز آورم، بیهوده نزیسته ام.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: مورتن , alime , marjan_gh , jafarir , maryami
ارسال: #۵۲
۱۲ تیر ۱۳۹۰, ۱۰:۵۸ ب.ظ
جک و طنز
یه روز بچه هه به باباش میگه:بابا ۱۰ تومن پول تو جیبی بهم میدی؟باباش میگه ۹ تومن؟! ۸ تومنو میخوای چیکار؟نمیشه که هر روز بهت ۷ تومن بدم!با این ۶ تومن هات منو ورشکست کردی!بچه های مردم ۵ تومن سال به سال نمیگیرن!از خواهرت یاد بگیر که به ۴ تومن راضیه!حالا ۳ تومن زیاده بیا این ۲ تومنی رو بگیر...باقی یه تومنش واسم بیار!

The elevator to success is out of order. You'll have to use the stairs... one  step at a time
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: alime , **sara** , موج , Mansoureh , marjan_gh , jafarir , Engineer , مرتضی صفری
ارسال: #۵۳
۱۵ تیر ۱۳۹۰, ۰۲:۴۱ ب.ظ
RE: جک و طنز
چرا مرغ از خیابان رد شد؟

ــ ارسطو: طبیعت مرغ اینست که از خیابان رد شود .
ــ مارکس: مرغ باید از خیابان رد میشد. این از نظر تاریخی اجتناب‌ناپذیر بود.
ــ خاتمی: چون میخواست با مرغهای آن طرف خیابان گفتگوی تمدنها بکند.
ــ ریاضیدان: مرغ را چگونه تعریف میکنید؟
ــ نیچه: چرا که نه؟
ــ فروید: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با این سؤال نشان میدهد که به نوعی عدم اطمینان جنسی دچار هستید. آیا در بچگی شصت خود را میمکیدید؟
ــ داروین: طبیعت با گذشت زمان مرغ را برای این توانمندی رد شدن از خیابان انتخاب کرده است
ــ همینگوی: برای مردن. در زیرباران.
ــ اینشتین: رابطهء مرغ و خیابان نسبی است.
ــ سیمون دوبوار: مرغ نماد زن وهویت پایمال‌شدهء اوست. رد شدن از خیابان در واقع کوشش بیهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان میدهد.
ــ صادق هدایت: از دست آدمها به آن سوی خیابان فرار کرده بود. غافل از اینکه آن طرف هم مثل همین طرف است، بلکه بدتر.
ــ روانشناس: آیا هر کدام از ما در درون خود یک مرغ نیست که میخواهد از خیابان رد شود؟
ــ نیل آرمسترانگ: یک قدم کوچک برای مرغ، و یک قدم بزرگ برای مرغها.
ــ حافظ: عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.
ــ کافکا: ک. به آن سوی خیابان کثیف رفت. مرغ این را دید و به سوی دیگر خیابان فرار کرد، ضمن اینکه به ک. نگاهی بی‌توجه و وحشتزده انداخت. این ک. را مجبور کرد که دوباره به سوی دیگر خیابان برود، تا مرغ را با حضور فیزیکی خود مواجه کند و دست‌کم او را به احترامی وادارد که باعث گریختن مجدد اوشود، کاری که برای مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثه‌اش دشوارتر مینمود.
ــ فردوسی: بپرسید بسیارش از رنج راه، ز کار و ز پیکار مرغ و سپاه.
ــ ناصرالدین‌شاه: یک حالتی به ما دست داد و ما فرمودیم ازخیابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.
ــ سهراب سپهری: مرغ را در قدمهای خود بفهمیم، و از درخت کنار خیابان، شادمانه سیب بچینیم.
ــ طرفدار داستانهای علمی تخیلی: این مرغ نبود که از خیابان رد شد. مرغ خیابان و تمام جهان هستی را متر و سانتیمتر به عقب راند.
ــ اریش فون دنیکن: مثل هر بار دیگر که صحبت موجودات فضاییست، جهان دانش واقعیات را کتمان میکند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را ندیدید؟
ــ جرج دبلیو بوش: این عمل تحریکی مجدد از سوی تروریست جهانی بود و حق ما برای هر نوع اقدام متقابلی که از امنیت ملی ایالات متحده و ارزشهای دموکراسی دفاع کند محفوظ است.
ــ سعدی: و مرغی را شنیدم که در آن سوی خیابان و در راه بیابان و در مشایعت مردی آسیابان بود وی را گفتم: از چه رو تعجیل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگویم و اگر گویم انکار کن.
ــ احمد شاملو: و من مرغ را، درگوشه‌های ذهن خویش، میجویم. من، میمانم. و مرغ، میرود، به آن سوی خیابان. و من، تهی هستم، از گلایه‌های دردمند سرخ
ــ رنه دکارت: از کجا میدانید که مرغ وجود دارد؟ یا خیابان؟ یا من؟
ــ لات محل: به گور پدرش میخنده هیشکی نمتونه تو محل ما از خیابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آی نفس‌کش...
ــ بودا: با این پرسش طبیعت مرغانهء خود را نفی میکنی.
ــ پدرخوانده: جای دوری نمیتواند برود.
ــ فروغ فرخزاد: از خیابانهای کودکی من، هیچ مرغی رد نشد.
ــ ماکیاولی: مهم اینست که مرغ از خیابان رد شد... دلیلش هیچ اهمیتی ندارد. رسیدن به هدف، هرنوع انگیزه را توجیه میکند.
ــ پاریس هیلتون: خوب لابد اونور خیابون یه بوتیک باحال دیده بوده.
ــ هیتلر: اگر ارادهء ما همچنان قوی بماند، مرغ را نابود خواهیم کرد! فولاد آلمانی از خیابان رد خواهد شد.
ــ احمدی‌نژاد: خیابان و فناوری رد شدن از خیابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمی جوانان ایران و حق ملت ایران است. ما به رد شدن از خیابان ادامه خواهیم داد.
ــ فردوسی پور: چه میـــــــــکــنه این مرغ...!

یاران ره عشق منزل ندارد *** این بحر مواج ساحل ندارد
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: Fardad-A , fatima1537 , Mile Stone , inteligentium , ایرسا , kavehn , yass147 , marjan_gh , Hera , ماه بانو , Aseman7
ارسال: #۵۴
۱۵ تیر ۱۳۹۰, ۰۳:۰۶ ب.ظ
جک و طنز
مهندس نرم افزار:الگوریتم زمانی رد شدن مرغ از خیابان از چه مرتبه ای است؟
خانم شیرزاد: واقعا"!!!!
دکتر نیما: اساسآ مرغ نمیتواند از خیابان رد شود.!
مهندس سخت افزار‌: خوبه یک موتور با برد کنترل از راه دور بهش ببندیم. اینجوری میتونیم مسیرش را تعیین کنیم.


از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر ............ یادگاری که در این گنبد دوار بماند..
.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: alime , mastercandidate , ماه بانو
ارسال: #۵۵
۱۹ تیر ۱۳۹۰, ۰۱:۱۱ ب.ظ
فقط بخندید
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد


رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله‌ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم


یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!


با دوستم رفتیم تو یه مغازه‌ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟‌، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود‌تر از موقع نمرده باشه


زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه


صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی


ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!


ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته‌ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته


خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم


برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!


میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...


بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم


داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم


به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!


رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام


کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه‌: اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس


ماشین رو بردم سرویس‌، میگم فـــیلترش هم بذار‌، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم


به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم


تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه‌ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین


بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم


کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار
گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون


خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!


میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام قزل الا صید کنم


نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده


تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم


ساعت ۷ صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا


در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه


تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم


از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!


یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!


زنه شیکمش اومده جلو‌، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش


تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه‌، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!


اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟
پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی


حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا.....پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه


با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازی!!!


کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

مست عشقم ، مست یارم، مست دوست
مست آن یارم که عالم مست اوست
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: ایرسا , barca , aminamini , **sara** , hanif , آرمین , matin77 , Hera , Sami65 , ghaderZ
ارسال: #۵۶
۱۹ تیر ۱۳۹۰, ۰۴:۰۳ ب.ظ
فقط بخندید
رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین
یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟
گفتم پس نه اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه
****************************************​**************************************
سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مینویسم
مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟
گفتم پس نه دعای ابوحمزه ثمالیه

****************************************​**************************************
تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟
میگه میخوای خودتو بشوری؟
گفتم پس نه میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال
****************************************​**************************************
به یارو راننده میگم..آقا اگه میشه یکم سریعتر..الان هواپیما میپره...
میگه..به سلامتی مسافرین؟....
گفتم پس نه فندک هواپیما دیشب دستم جامونده....میرم بدم به رانندش
****************************************​**************************************
رفتم سم بخرم واسه سوسک
یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
گفتم پس نه میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!!
****************************************​**************************************
به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر .
میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم پس نه فوت کن , قطع کن
****************************************​**************************************

یارو اومده می‌بینه همکارم توی اتاق نیست
باز می‌پرسه خانم فلانی نیست؟پَـــ
گفتم پس نه هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط‌کش بزن دربیا.
****************************************​**************************************
مگس کش دستمه.
مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟
گفتم پس نه میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن
****************************************​**************************************

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید
میگه پیاده میشی؟
گفتم پس نه میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!!
****************************************​**************************************
با گل رفتم بیمارستان

نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین
گفتم پس نه اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...
****************************************​**************************************

دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
گفتم پس نه میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم
****************************************​************************
طوطی گرفتم
فامیلمون اومده میگه طوطیه؟
گفتم پس نه یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم
****************************************​************************
داشتم تلویزیون میدیدم
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پس نه داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!!

مست عشقم ، مست یارم، مست دوست
مست آن یارم که عالم مست اوست
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: barca , ایرسا , **sara** , آرمین , matin77 , Hera , sepanta1990
ارسال: #۵۷
۱۹ تیر ۱۳۹۰, ۰۵:۰۸ ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۰۵:۰۸ ب.ظ، توسط Br2012.)
فقط بخندید
saba_1984 این جارو با یه سایت جوک اشتباه گرفتی عزیزم مانشت جای این جوکا نیست
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
ارسال: #۵۸
۲۳ تیر ۱۳۹۰, ۰۹:۰۹ ب.ظ
جک و طنز
رد شدن مرغ از خیابان حق مسلم ماست!

The elevator to success is out of order. You'll have to use the stairs... one  step at a time
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: alime , مورتن , samaneh@90
ارسال: #۵۹
۲۴ تیر ۱۳۹۰, ۰۳:۲۱ ب.ظ
جک و طنز
یک روز یه بنده خدایی با احساساتش بازی می کنه‌، دو هیچ میبازه!!!

اگر بتوانم دلی را بدست آورم، بیهوده نزیسته ام. اگر بتوانم رنجی را بکاهم، یا دردی را مرهم نهم، یا پرنده ای رنجور را، به آشیانش باز آورم، بیهوده نزیسته ام.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: alime , blackhalo1989 , مورتن , Jabar-Asadi , jafarir
ارسال: #۶۰
۲۶ تیر ۱۳۹۰, ۰۶:۳۴ ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۶ تیر ۱۳۹۰ ۰۶:۳۶ ب.ظ، توسط summer_66.)
Big Grin RE: جک و طنز
یه روز یه خسیسه یه پفک برا بچه اش میخره روش مینویسه هر ۸ ساعت یک عدد !

برای آنکه ایمان دارد ، ناممکن وجود ندارد.
با داشتن اراده قوی ، مالک همه چیز هستید.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس‌گزاری شده توسط: blackhalo1989 , **sara** , mhkpnu , roger670


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Big Grin عاقبت ازدواج با یک مرد برنامه نویس !!!!!!! ( طنز ) aminomidi ۰ ۱,۳۰۵ ۰۴ خرداد ۱۳۹۳ ۱۱:۴۵ ق.ظ
آخرین ارسال: aminomidi
  متن طنز به مناسبت روز دختر ف.ش ۶۶ ۲۸,۴۸۸ ۰۹ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۶ ق.ظ
آخرین ارسال: Bache Mosbat

پرش به انجمن:

Can I see some ID?

به خاطر سپاری رمز Cancel

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. رمزت رو فراموش کردی؟ اینجا به یادت میاریم! close

رمزت رو فراموش کردی؟

Feeling left out?


نگران نباش، فقط روی این لینک برای ثبت نام کلیک کن. close